غزل شمارهٔ ۴۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی مینا اشاره میکند. او از زیبایی و تاثیر آن در بزم میخواران صحبت میکند و احساساتش را بیان میکند. مینا با لعل خود (احتمالاً اشاره به لبان مینا) او را خراب و شاداب میکند. شاعر به تضاد دو صبح صادق اشاره میکند که نشاندهنده زیبایی و جذابیت میناست. همچنین او به تاثیر شراب و حال خوشی که از مینا به دست میآورد، اشاره میکند. در نهایت، دو چیز خوشايند برای او در این بزم، زمینافتادگی ساقی و زیبایی میناست.
اگر این بار می آید به دستم گردن میناچو درد می نخواهم داشت دست از دامن مینا
هوش مصنوعی: اگر این بار مینا به دستم بیفتد، دیگر درد و رنج نخواهم کشید و از محبت و زیباییاش دست نخواهم کشید.
خرابم می کند بی لعل او در بزم میخوارانتکلف کردن ساقی، تواضع کردن مینا
هوش مصنوعی: محبت او مرا به هلاکت میکشاند. در میخانه، وقتی ساقی با ظاهری تصنعی و به خاطر تواضع، مینا را میگرداند، این بازیگوشی و تظاهرِ او باعث گمراهی من میشود.
دو صبح صادقند از یک گریبان سربرآوردهید بیضای ساقی با بیاض گردن مینا
هوش مصنوعی: دو صبح واقعی از یک منبع بیرون آمدهاند؛ یکی از طرف ساقی که با دستهای سفیدش خود را نشان میدهد و دیگری با سفیدی گردن مینا.
دلم گلگل شکفت از التفات لعل سیرابششراب کهنه جان تازه آرد در تن مینا
هوش مصنوعی: دل من از محبت و توجه زیبایی که لعل مانند او به من کرده، شاداب و سرزنده شده است، گویی شراب کهنهای در تن گلابی، جان تازهای میبخشد.
دو چیز افتاده خوش از بزم میخواران مرا صائبز پا افتادن ساقی، به سر غلطیدن مینا
هوش مصنوعی: دو چیز در میهمانی شرابنوشان برای من لذتبخش است: یکی پرتاب شدن ساقی از پا و دیگری غلتیدن مینا در سرم.