غزل شمارهٔ ۵۹۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره ارشاد و راهنمایی انسانهاست. شاعر از بندگی و هدایت صحبت میکند و به این نکته اشاره دارد که با شکستها و مشکلات، همچنان به یاری و هدایت افراد ادامه میدهد. او تأکید میکند که حتی اگر فردی در زندگی دچار بحران یا ناامیدی شود، او را فراموش نمیکنند و سعی در بهبود وضعیت او دارند. شاعر به زیباییهای دنیا، عشق و درک عمیق از انسان اشاره دارد و میگوید که باید از تعلقات مادی دور شد تا به معنای واقعی زندگی دست پیدا کرد. فراموشی و عدم یادآوری را به عنوان موانع در مسیر رشد و ترقی فردی بیان میکند و از عشق و محبت به عنوان راهی برای نجات و ترقی یاد میکند. در نهایت، شاعر متذکر میشود که نباید از یاد دیگران غافل شد و همواره با محبت و تربیت به رشد دیگران کمک کنیم.
اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترااشاره ای است که آزاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر ما تو را به بندگی راهنمایی میکنیم، نشانهای از طرف تو وجود دارد که نشان میدهد ما تو را به آزادی میرسانیم.
تو با شکستگی پا قدم به راه گذارکه ما به جاذبه امداد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: با وجود مشکلات و سختیها، قدمت را به جلو بردار، چون ما در این مسیر به تو کمک خواهیم کرد.
به دامنی که درین راه بر کمر بندیغنی ز راحله و زاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: در راهی که در پیش داریم، به فرزندی که از دامن این سرزمین برمیخیزد، برکتی نیکو و ثروت میآوریم.
بشو به خون ز دل اندیشه رهایی راکه گر عدم شوی، ایجاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: به دل خود دقت کن و از افکار و اندیشههای منفی رها شو، زیرا اگر از بین بروی، ما دوباره تو را به وجود خواهیم آورد.
درین محیط، چو قصر حباب اگر صد بارخراب می شوی، آباد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: در این دنیا، مانند قصر حبابی هستی؛ حتی اگر صدبار ویران شوی، ما تو را دوباره آباد خواهیم کرد.
به تیغ غمزه دلت را کنیم اگر صد چاکبه زلف، شانه شمشاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر با نگاه خود دل تو را هزار بار مجروح کنیم، حتی اگر موهایت صد بار چاک بخورد، ما با دقت و زیبایی تراشیدن همانند شانه شمشاد، تو را مرتب و زیبا میسازیم.
ترا به جنت دربسته می شویم دلیلاگر به خامشی ارشاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: ما تو را به بهشتی که درهایش بسته است میکشیم، اگر دلیلش این باشد که با سکوتت ما را هدایت میکنی.
ز شکر و شکوه مزن دم تو چون تنک ظرفاناگر غمین و اگر شاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: از شیرینی و زیبایی حرف نزن، زیرا مانند ظرفهای کوچک نمیتوانی همه چیز را در خود جا دهی؛ چه غمگین باشی و چه شاد، ما تو را در قلب خود نگه میداریم.
ز مرگ تلخ به ما بدگمان مشو زنهارکه از طلسم غم آزاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: نسبت به مرگ ناامید نباش، زیرا ما تو را از تاثیرات ناامیدکننده رهایی میبخشیم.
فرامشی ز فراموشی تو می خیزداگر تو یاد کنی، یاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر تو ما را فراموش نکرده و به یاد بیاوری، ما هم از یاد تو غافل نخواهیم شد.
اگر تو چشم بپوشی ز شاهدان مجازغنی ز حسن خداداد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر تو از تماشای زیباییهای ظاهری بگذری، ما به خاطر زیباییهای آفرینش خدا به تو توجه و عشق خواهیم ورزید.
اگر ز کوه غم ما گران نسازی رویز خرمی فرح آباد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر بار غم و اندوه ما را از دوش خود برنداری، ما در میان شادی و خوشی، از تو روی برمیگردانیم.
چو ماهیان مشو از یاد کرد ما غافلوگرنه روزی صیاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر از یاد ما غافل شوی، مثل ماهیان در دریا، روزی تو را صید خواهیم کرد.
اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانیبهار عالم ایجاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: اگر تو به خواستهها و علایق خود پشت پا بزنی، ما جهانی جدید و پر از زیبایی برای تو میسازیم.
نوازشی است زبان را، نه از فراموشی استاگر گهی به زبان یاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: گاهی که نام تو را بر زبان میآوریم، این به خاطر فراموشی نیست، بلکه نشانهای از محبت و نوازش زبان است.
ندیده ایم به این لطف آدمی، چه عجباگر غلط به پریزاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: ما تا به حال چنین لطفی از انسان ندیدهایم، چه شگفتی اگر در برابر زیبایی دختران پری مانند، دچار اشتباه شویم.
مساز رو ترش از گوشمال ما صائبکه ما به تربیت استاد می کنیم ترا
هوش مصنوعی: نگران نباش از تندی ما، چرا که ما تو را با آموزش و پرورش خوب تربیت میکنیم.