غزل شمارهٔ ۱۰۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای مجلس و زیباییهای آن پرداخته است. شاعر از زیبایی و شگفتیهای دیدنی در این مجلس صحبت میکند و به تیرهروزی برخی اشاره دارد که در میان زیباییها همچنان دور از خوشی هستند. او همچنین به زیبایی و حسن دلبر اشاره میکند و از حسرت و درد جدایی میگوید. در نهایت، شاعر تاکید دارد که عشق و محبت برای او خانهای از حسرت است.
مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن استبی خبر هر سو که می غلطد نگاهم گلشن است
هوش مصنوعی: امشب مجلس به خاطر زیبایی و درخشش چهرههای سرخ گل لاله روشن و پرنور است. غافل از اینکه نگاه من در هر گوشهای میچرخد و به گلستانی تبدیل شده است.
تیره روزان یکدگر را خوب پیدا می کنندسرمه او گوشه چشمی که دارد با من است
هوش مصنوعی: افراد بدشانس به خوبی یکدیگر را میشناسند، چشمی که نگرش خاصی به من دارد، در واقع به من مربوط میشود.
تا به چندی ای آفتاب حسن مستوری کنی؟چشم ما حیرت نگاهان کم ز چشم روزن است؟
هوش مصنوعی: چند مدت دیگر میخواهی زیبایی خود را پنهان کنی؟ نگاه ما به تو شگفتزده است و کمتر از نگاه روزنهها نیست.
ای صبای بی مروت برق تازی واگذارروح بیمار زلیخا همره پیراهن است
هوش مصنوعی: ای نسیم بیرحم، بگذار که روح بیمار زلیخا همراه با پیراهنش به آرامش برسد.
صائب احوال مقام دل چه می پرسی ز من؟خانه حسرت نصیبان محبت گلخن است
هوش مصنوعی: احوال دل را از من نپرس، زیرا آنهایی که در عشق محبتی نصیب دارند، فقط حسرت و اندوه را تجربه میکنند.