غزل شمارهٔ ۱۱۹۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به تشبیه و تمثیل اشاره میکند و بیان میکند که عمر هر چیز ناپایدار چون شمع صبح، و لطف خداوند نیز که بیپایان است، در حقیقت یکی هستند. گل و وفا نیز در زودگذر بودنشان مشابهاند. با وجود اینکه در جاهای مختلف افرادی تشنه قربانی شدن وجود دارند، اما سرچشمهی حقیقی (زمزم) از زیر پای حقیقت واحدجاری است. در اینجا به حقیقت انسانها و پرندگان (طاوس) و جایگاه آنها اشاره شده که همه دارای رتبهای یکساناند. همچنین شاعر به مکانها و موقعیتهای مقدس اشاره میکند و میگوید که آنها همه بیانگر حقیقت یکسانی هستند. در نهایت تأکید میکند که تنها کسی که از دنیا قطع امید کند، میتواند طعم واقعی الطاف را بچشد و جفای آن را نیز که از دنیا غیرقابل اجتناب است، تجربه کند.
عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی استعهد گل در زود رفتن با وفای او یکی است
هوش مصنوعی: عمر شمع صبح و زیباییاش که زود زایل میشود، هر دو یکسانند. همچنین، عهد گل در مورد رفتن سریع آن و وفاداریاش هم یکی است.
گرچه در هر گوشه صد قربانی لب تشنه هستآن که زمزم سرزند از زیر پای او یکی است
هوش مصنوعی: هرچند در هر نقطهای افرادی هستند که به شدت نیازمند و تشنهکاماند، اما آن کسی که از دلش زلال آب زلالی میجوشد، تنها یک نفر است.
هر که را بر دست نقاش است چشم دوربینرتبه بال و پر طاوس و پای او یکی است
هوش مصنوعی: هر کسی که در دست هنرمند نقاش قرار دارد، باید بداند که موفقیت و زیبایی او در سطحی از قدرت و شکوه قرار دارد، اما در واقعیت، تفاوتی میان او و دیگران وجود ندارد.
مرکز بر گرد سر گردیدن عالم شده استکعبه قانع که در سالی قبای او یکی است
هوش مصنوعی: جهان در حال چرخش به دور مرکز خود است و کعبه نیز به خاطر این که در هر سال تنها یک بار به قبا میرسد، در این وضعیت آرام و قانع است.
در حلاوتخانه وحدت دویی را بار نیستقند شیرین کار و زهر جانگزای او یکی است
هوش مصنوعی: در محل زیبایی و شیرینیِ اتحاد، دیگر دوگانگی وجود ندارد. شیرینی و تلخی هر دو به یکجا ختم میشوند و ذات آنها در واقع یکسان است.
هر که چون صائب کند قطع طمع از روزگاردر مذاقش لطف گردون و جفای او یکی است
هوش مصنوعی: هرکسی که مانند صائب امیدش را از روزگار قطع کند، در چشیدنش لطف و محبت آسمان و بیمهری آن، برای او یکی خواهد بود.