غزل شمارهٔ ۱۳۱۷
هوش مصنوعی: این غزل به حسرت و کمبود اشاره دارد و شاعر از این که برخی زیباییها و لذات زندگی برای او قابل دسترسی نیست، سخن میگوید. او بیان میکند که حتی در میخانهها و باغهای بهشت نیز، پیش کسانی که بینش عمیق دارند، آن زیباییها بیاهمیت میشود. شاعر به این نکته اشاره دارد که عشق واقعی و سوز درونی در کلمات و نالههای بیهوده نمیتواند به ظهور برسد، و در نهایت، به ناکامی و بیفایده بودن احساساتش نسبت به عشق و زیباییها معترف است. او احساس میکند که تمامی جستجوهایش جز حسرت و خمیازه به دست نیاورده است و در انتها، بر محدودیتهای خود تأکید میکند.
غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیستفتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: جز حسرت بر آن روزی که از زیبایی بینظیر برمیآید، چیزی نیست؛ و گشایش در کار من از این میخانه تنها یک خمیازه بیشتر نیست.
میکشان را روز باران می کند گردآوریجز رگ ابر بهاران جمع را شیرازه نیست
هوش مصنوعی: در روز بارانی، درختان میوه، میوههای خود را جمع میکنند، اما تمام زیباییها و شادیها به زیر ابرهای بهاری بستگی دارد و بدون آن جمع شدن میوهها معنایی ندارد.
باغ جنت در صفا هر چند باشد بی نظیرپیش ارباب بصیرت همچو روی تازه نیست
هوش مصنوعی: بهشت هر چقدر هم زیبا و خاص باشد، در نظر افرادی که بصیرت و درک عمیق دارند، مانند چهرهای تازه و بینظیر نیست.
نیست هر بیهوده نالی را خبر از سوز عشقمطلب بلبل ز عشق گل به جز آوازه نیست
هوش مصنوعی: هر نالی که از روی بیهوده سر میدهد، نشاندهندهی سوز عشق نیست. بلبل تنها از عشق به گل آواز میخواند و آنچه میگوید فقط صدایی است و نه بیشتر.
تیر تخشی هست هر کس را ازان ابرو کمانقسمت ما چون کمان از دور جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: هر کس به نوعی تحت تأثیر زیبایی و جذابیت دیگری قرار میگیرد، اما برای ما که قسمتمان این است، آن زیبایی بیشتر شبیه به یک فاصله خالی به نظر میرسد و تنها حسرتی به دل میگذارد.
لاله در کوه بدخشان خون خود را می خوردچهره گلرنگ او را احتیاج غازه نیست
هوش مصنوعی: در کوههای بدخشان، لالهای وجود دارد که برای زنده ماندن و زیباییاش به چیزی جز خود متکی نیست و نیازی به تزیینات و زیباییهای اضافی ندارد. این لاله با خون خود زندگی میکند و به همین دلیل چهرهاش زیبا و رنگارنگ است.
مستمع را صائب از گفتار ما بهره است بیشچون کمان ما را نصیب از صید جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: شنونده از سخنان ما بهرهمندتر است، زیرا مانند کمان که تنها با خم شدن به شکار نمیرسد، ما نیز جز از خمیازه و حسرت چیزی به دست نمیآوریم.