غزل شمارهٔ ۱۳۴۴
هوش مصنوعی: این شعر از درد و رنج عاشق سخن میگوید. شاعر به معشوقهاش میگوید که از دوری او رنج نمیکشد و گناهش ناچیز است. احساسش را در قالب نامهای به معشوقهاش مینویسد و از این میگوید که وضع بیماریش از سوی دیگران درک نمیشود. عشق و دیدن محبوبش برایش موانعی دارد و او را به بیرحمی متهم میکند. در نهایت، شاعر از دشواریهای زندگی و بیرحمی زمانه مینویسد و بیان میکند که با وجود همه سختیها، هنوز نمیتوان از زیباییهای عشق و خاطرات غافل ماند.
ای ستمگر از نگاه دور رنجیدن نداشتاین گناه سهل، بر انگشت پیچیدن نداشت
هوش مصنوعی: ای ظالم، درد و رنجی که از دیدن تو ایجاد شده، حقارتی کوچک بود که نمیخواست بر انگشت کسی بپیچد و مشکلساز شود.
شکوه ننوشتن مکتوب را طی می کنیمنامه ما ای فرامشکار نشنیدن نداشت
هوش مصنوعی: ما از شکوه ننوشتن نامه میگذریم، زیرا نامهی ما به دست کسی نمیرسد که آن را بشنود و به آن توجهی داشته باشد.
از برای کشتن من کم نبود اسباب قتلحال بیمار من از اغیار پرسیدن نداشت
هوش مصنوعی: برای کشتن من دلایل و وسایل فراوان بود، اما حال آنکه من بیمار بودم، نیازی نبود که از دیگران بپرسند.
سرکشی چون مانع است از دیدن عاشق ترااز من ای بی رحم، راه خانه پرسیدن نداشت
هوش مصنوعی: سرکشی تو مانع دیدن من و عشق تو است. ای بیرحم، نیازی نبود که از من راه خانهات را بپرسی.
قهرمان غیرت عشاق، بی جاسوس نیستروی خود در خلوت آیینه بوسیدن نداشت
هوش مصنوعی: عاشقانی که غیرت دارند، در حریم خصوصی خود هیچگاه نمیتوانند بدون وجود نظارت و مراقبت، خود را نشان دهند و از عشقشان لذت ببرند.
گریه ابر و نشاط برق، با هم خوشنماستپیش چشم ما به روی غیر خندیدن نداشت
هوش مصنوعی: بارش باران و درخشش برق، جلوهای زیبا ایجاد کرده است. اما از آنسو، ما نمیتوانیم به دیگران لبخند بزنیم و خوشحال باشیم.
شور بختی شوریی در چشم ما نگذاشته استاز حضور ما بساط باده برچیدن نداشت
هوش مصنوعی: شکست و بداقبالی ما به حدی است که حتی چشمان ما هم دیگر نماندهاند تا دلی را شاد کنند و از روی ما کسی نمیتواند به آسانی زدن باده و خوشی را کنار بگذارد.
کی کند در منتهای حسن، زیر پا نگاه؟آن که در طفلی ز تمکین ذوق گل چیدن نداشت
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند در زیبایی مطلق، زیر پا را نگاه کند؟ کسی که در دوران کودکی به خاطر احساس شوق و خوشی نتوانست گل بچیند.
می توان از یک ورق، خواندن کتابی را تماماینقدر بر دفتر ایام، گردیدن نداشت
هوش مصنوعی: میتوان از روی یک ورق، تمام داستان یک کتاب را فهمید، اما در دفتر روزگار اینطور نیست که بتوانی به همین سادگی، همهی تجربیات را یکی پس از دیگری ببینی و درک کنی.
در چنین وقتی که صائب خاک ره گردیده استزیر پای خویش ای بی رحم، نادیدن نداشت
هوش مصنوعی: در این لحظه که صائب به پایینترین درجات رسیده و خاک راه شده است، ای بیرحم، تو نمیتوانی او را نادیده بگیری.