غزل شمارهٔ ۱۳۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات عشق، فراق و احوالات انسانی میپردازد. شاعر به توصیف افرادی میپردازد که به دل و جان خود اهمیت نمیدهند و در پی عشق و زیبایی هستند. او با اشاره به گل و سرو، به زیبایی و دلباختگی اشاره میکند و از درد و رنج ناشی از عشق میگوید. همچنین به زودگذر بودن زندگی و اعمال اشاره دارد و به شدت میانگارد که عشق و شوق همیشه در دل انسانها وجود دارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که هر کس عشق را در دل و زندگی خود نپروراند، به دوری و فاصله دچار میشود.
هر که بیخود شد، قدم در آستان دل گذاشتهر که دست افشاند بر جان، پای در منزل گذاشت
هوش مصنوعی: هر کسی که از خود بیخود شد، وارد دنیای عشق و احساسات شد. کسانی که با شور و شوق به عشق نزدیک شدند، به خانهای پای گذاشتند که مملو از عواطف و دلبستگیهاست.
بوستان از شاخ گل دستی که بالا برده بوددر زمان سرو خوشرفتار او بر دل گذاشت
هوش مصنوعی: درختان گلها را با دستان نازک خود بالا بردند و در سایهسار سرو خوشرفتار، بر دلها تاثیر گذاشتند.
وقت آن کس خوش که چون گل با دهان زرفشانخونبهای خویش را در دامن قاتل گذاشت
هوش مصنوعی: زمانی خوش است که فردی مانند گل، با لبانی زیبا، خونبهای خود را در دامن قاتلش، به جای انتقام و کینه، قرار دهد.
پیش ازین بر گرد سرگشتن چنین رسوا نبوداین بنای خیر را پروانه در محفل گذاشت
هوش مصنوعی: پیش از این در این محفل، چنین سر و صدا و رسوایی نبود. این بنا و وجود خوب، مثل پروانهای است که در جمع خوشیها و زیباییها حاضر شده است.
برق عالمسوز شد در خرمن مجنون فتاداز نگاه گرم، هر داغی که بر محمل گذاشت
هوش مصنوعی: آتش و روشنایی بسیار شد و در دل مجنون افتاد؛ هر زخم و داغی که بر دوش داشت، به خاطر نگاه پرشور او بود.
دست ما می شد به آن معراج گردن سرفرازچند روزی می توانستیم اگر بر دل گذاشت
هوش مصنوعی: اگر دست ما به آن مقام رفیع میرسید، میتوانستیم چند روزی با افتخار زندگی کنیم، اگر فقط به قلب خود اعتماد میکردیم.
صحبت جان با تن خاکی دو روزی بیش نیستموج را دریا نخواهد در کف ساحل گذاشت
هوش مصنوعی: گفتوگوی روح با جسم خاکی تنها چند روز طول میکشد و دریا هرگز موج را در ساحل رها نخواهد کرد.
تربیت می کرد تخم شوق را دهقان عشقیک دو روز آیینه ما را اگر در گل گذاشت
هوش مصنوعی: دهقان عشق، به شوق و آرزوهایی که در دل داریم، اهمیت میدهد و آنها را رشد میدهد. اگر به مدت کوتاهی، ما را در شرایطی همچون گل قرار دهد، میتوانیم به زیباییهای خود آگاه شویم.
میل من با طاق ابروی بتان امروز نیستدر ازل معمار دیوار مرا مایل گذاشت
هوش مصنوعی: امروز دلم نمیخواهد که به زیباییهای چهره معشوق نگاه کنم، زیرا به خاطر آنکه در ابتدا، طراح سرنوشت من دیواری را به گونهای ساخته که من همیشه به سمت آن متمایل باشم.
دور کرد از خانه خود دولت ناخوانده راهر که صائب دست رد بر سینه سایل گذاشت
هوش مصنوعی: هر کسی که بر در خانهاش خوشبختی ناخواسته را دور کند و بر کسانی که از او تقاضا میکنند، بیاعتنایی کند، در واقع فرصتهای خوب را از خود دور میسازد.