غزل شمارهٔ ۱۷۰۲
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به توصیف نزدیک بودن به محبوب و عشق دارد و به مخاطب یادآوری میکند که باید از غفلت و خواب غفلت بیدار شود. شاعر با زبانی زیبا و استعارههای گوناگون، به مخاطب میآموزد که دلی که سوخته است، باید به جستجوی وصال برود و از کاهلی دست بردارد. او به نزدیکی فرصتها و وعدههای الهی اشاره میکند و میگوید که اگرچه ممکن است مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد، اما امید و عشق همیشه نزدیکاند. در نهایت، شاعر از تغییراتی درونی و بیداری در عشق سخن میگوید و دعوت به پذیرش زیباییها و فرصتهای زندگی میکند.
ز خود برآ که سر کوی یار نزدیک استقرارگاه دل بیقرار نزدیک است
هوش مصنوعی: از خودت بیرون بیا، زیرا محل زندگی محبوب نزدیک است و جایی که دل بیقرار است، در دسترس است.
ز غفلت تو ره کوی یار خوابیده استوگرنه بحر به سیل بهار نزدیک است
هوش مصنوعی: اگر غافل نبودی، راه رسیدن به معشوق همیشه باز بود؛ اما در حال حاضر، این مسیر خوابیده است. در واقع، فرصتها و زیباییهای بهاری نزدیک هستند، ولی تو از آنها بیخبر هستی.
توان به نور بصیرت به اهل دل پیوستبه وصل سوخته جانان شرار نزدیک است
هوش مصنوعی: توانایی درک و بصیرت به افراد دلسپرده کمک میکند تا به وصل و پیوستگی با معشوقی که جانشان را میسوزاند، نزدیکتر شوند.
ببر ز خویش، به سر رشته بقا پیوندکه دست شانه به زلف نگار نزدیک است
هوش مصنوعی: از خودت جدا شو و به پیوندی که به بقای زندگی منجر میشود، توجه کن؛ چون ارتباط دست با موهای معشوق بسیار نزدیک است.
دلی که سوخته داغ گلعذاران استبه صبح همچو شب نوبهار نزدیک است
هوش مصنوعی: دل سوخته ای که درد و حسرت را تحمل میکند، به صبح نزدیک است، ولی هنوز در تاریکی شب و دلزدگی به سر میبرد.
ز کاهلی نگذاری تو پای خود به حسابوگرنه وعده روزِ شمار نزدیک است
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تنبلی و بیتوجهی قدمهای خود را بررسی نکنید، ممکن است به زودی با روزی مواجه شوید که به شما وعده داده شده است.
اگر چه چشمه خورشید از نظر دورستبه چشم شبنم شب زنده دار نزدیک است
هوش مصنوعی: اگر چه خورشید از دور به نظر میرسد، اما شبنم شب زندهدار به آن بسیار نزدیک است.
ز عاجزی به تو مشکل شده است دل کندنوگرنه آب به این جویبار نزدیک است
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانی و ضعف من، دل کندن از تو برایم سخت شده است، وگرنه آب به این جویبار خیلی نزدیک است.
شده است بر تو ز هشیاری این گریوه بلندبه کبک مست، سر کوهسار نزدیک است
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که حالتی از هشیاری و آگاهی بر فرد حاکم شده و او مانند کبکی مست در نزدیکی بلندیهای کوهسار احساس سبکی و سرخوشی میکند. این احساس میتواند نمادین از آزادگی و رهایی از قیدهای زندگی باشد.
هزار کعبه به هر گوشه دل افتاده استاگر تو دور نیفتی شکار نزدیک است
هوش مصنوعی: در هر نقطهای از دل من، هزار کعبه (مکان مقدس) وجود دارد. اگر تو دور نشوی، شکار (مورد علاقه و آرزوی من) به تو نزدیک خواهد بود.
ز باده توبه در ایام نوجوانی کنبرآ ز بحر خطر تا کنار نزدیک است
هوش مصنوعی: در ایام جوانی، از نوشیدنیها دوری کن و توبه را پیش بگیر، چون خطرها به شما نزدیک هستند و باید از آنها دوری کنید.
رسیده است ز دل بر زبان حکایت عشقبه سفتن این گهر شاهوار نزدیک است
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای در دل جا گرفته که حالا به زبانم آمده است و این مانند جواهری ارزشمند و باارزش است.
دماغ کار نمانده است کارفرما راوگرنه دست و دل ما به کار نزدیک است
هوش مصنوعی: کارفرما دیگر هیچ کار و فعالیتی ندارد و اگر چنین نبود، ما هم آماده و مشتاق بودیم تا کار کنیم.
ازان به قیمت می جان دهند مخمورانکه رنگ می به لب لعل یار نزدیک است
هوش مصنوعی: مخلفان، برای به دست آوردن بهای جان خود، آمادهاند، چون رنگ شراب به لب لعل محبوب نزدیک شده است.
امیدها به خط تاه روی او دارمچو توبه ای که به فصل بهار نزدیک است
هوش مصنوعی: من به او امید دارم، مانند کسی که در فصل بهار به توبه نزدیک میشود.
چه همچو غنچه فرو رفته ای به خود صائب؟گرهگشایی باد بهار نزدیک است
هوش مصنوعی: چرا مانند غنچهای که در خودش بسته شدهای، صائب؟ به زودی بادی از بهار میوزد که تو را باز خواهد کرد.