غزل شمارهٔ ۱۸۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تلخی و دشواریهای زندگی اشاره میکند. او از نشاط و شادابی خود میگوید که با وجود گذشت زمان همچنان زنده و جوان است. شاعر به توبه و سخن راست اشاره میکند و میسازد که هیچ علمی بر علم مزاج برتری ندارد. او از عشق و اشتیاقی سخن میگوید که غیرقابل توصیف است و اشارهای به ناپایداری و کمبود زندگی دارد. در ادامه، از شخصیتها و نمادهایی مانند خضر و یوسف یاد میکند و به شکسته شدن و نرسیدن به آرامش اشاره میکند. در پایان، از خلوت و سکوت سخن میگوید و میخواهد که در این شرایط جدید، گوشهنشینی را در پیش گیرد چرا که زمان نتایج مفید را در بر ندارد.
میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیستشرابِ کهنه کم از عمرِ جاودانی نیست
هوش مصنوعی: شراب دوساله هم به اندازه جوانی شاداب و سرزنده است و شراب کهنه هم از عمر جاودانی چیزی کم ندارد.
که باز حرفِ گلوگیر توبه را سر کرد؟که در بدیههٔ مینایِ می روانی نیست
هوش مصنوعی: چه کسی دوباره موضوع توبه را پیش کشیده است؟ وقتی که در دنیای خوشی و لذت، جایی برای این چیزها وجود ندارد.
ز جادهٔ سخنِ راست پای بیرون نِهکه هیچ علم چو علمِ مزاجدانی نیست
هوش مصنوعی: از راه حقیقت کلام منحرف نشو، زیرا هیچ دانشی مانند علم حال و مزاج انسان اهمیت ندارد.
چهسان به خامه دهم شرحِ اشتیاقِ تو را؟چو شمع سوزشِ پنهانِ من زبانی نیست
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با نوشتن، احساس وابستگی و اشتیاق تو را بیان کنم؟ زیرا شعلهی پنهان درد و سوز من قابل بیان نیست.
به زیرِ منّتِ خشکِ خضر مرو، زنهارکه آبِ روی کم از آبِ زندگانی نیست
هوش مصنوعی: از تحت تأثیر کسی که فقط به ظاهر و ظواهر اهمیت میدهد، دوری کن. مراقب باش که آبروی تو کمتر از آب زندگی نیست و باید به آن اهمیت بدهی.
میار سر ز گریبانِ چَه برون، یوسفکه رحم در دلِ سنگینِ کاروانی نیست
هوش مصنوعی: سرت را از دامن چَه بیرون نیاور، زیرا یوسف (منظور گنج یاب) در دل کسانی که در سختیها فرو رفتهاند، جایی ندارد.
به شاخسارِ قفس واگذار مرغِ مراکه بال بسته شکستِ من آشیانی نیست
هوش مصنوعی: پرندهام را به شاخههای قفس بسپارید، زیرا دیگر جایی برای پرواز ندارم و شکستهایم مانع از پیدا کردن آشیانهای برای من شده است.
مکش به طعن گرانجانیم ز بیدردیکه برفشاندنِ جان آستینفشانی نیست
هوش مصنوعی: به دیگران طعنه نزن، چون از درد و رنج خود بیخبر هستی. زیرا ابراز احساسات و عشق، به مانند برف پاشیدن، نیازی به ناز و ادا ندارد.
قسم به عزلتِ عنقا که کویِ خاموشانبه آرمیدگیِ مُلکِ بینشانی نیست
هوش مصنوعی: به گردن میگیرم که در جای دوری که پرندگان mythical زندگی میکنند، آرامش و سکوتِ واقعی در دنیایی که هیچ نشانهای از آن نیست، وجود ندارد.
به گوشهای بنشین و خموش شو صائبکنون که رونقِ بازارِ نکتهدانی نیست
هوش مصنوعی: به جایی برو و ساکت بمان، صائب جان، زیرا اکنون زمان مناسبی برای بیان نکتهها و دانستن نیست.