تناجی
صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۱۵

نقد نشاط در دل گنجینه خم استاین گنج در عمارت دیرینه خم است
جام جهان نما که در او راز می نموددر زنگبار خجلت از آیینه خم است
مگذار شیخ را که به میخانه بگذردکان خودپرست دشمن دیرینه خم است
علمی که سرخ رویی یونانیان ازوستچون نیک بنگری همه در سینه خم است
صائب خمار دست نمی دارد از سرمچندان که خشت بر سر گنجینه خم است