تناجی
صائب

غزل شمارهٔ ۲۰۰۶

برهان واصلان فنا آرمیدگی استبر مرگ رفتگان جزع از نارسیدگی است
سیلاب از شتاب به صد رنگ می شودبر یک قرار، آب گهر ز آرمیدگی است
آنجا که یار پرده براندازد از عذارقانع شدن به باغ بهشت از ندیدگی است
دار فناست خامی منصور را دلیلبا شاخ، الفت ثمر از نارسیدگی است
شبنم ز چشم پاک بود محرم چمنصائب عزیز این چمن از پاک دیدگی است