غزل شمارهٔ ۲۱۴۹
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت عشق و عشقبازی اشاره دارد. در ابیات ابتدایی، شاعر از نگاه و چشمان معشوق میگوید که حرفهای بیشتری از کلام بیان میکنند. او بیان میکند که عشق چگونه دلها را به تب و تاب میاندازد و زیبایی معشوق مانند گلی آزاد و خوشبوست. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و اشتیاق تا زمانی که در دل انسان جوانه نزند، آرام نخواهند گرفت. در پایان، او به یادآوری معشوق و تاثیر آن بر دل عاشق پرداخته و میگوید که هر کسی که در دام عشق گرفتار شده، نمیتواند از یاد او دل بکند.
چشمی که نظرباز به آن طاق دو ابروستدایم دو دل از عشق چو شاهین ترازوست
هوش مصنوعی: چشمی که همیشه باز است و به آن قوس زیبای ابروها نگاه میکند، مانند شاهینی است که دوتا دل را به توازن درآورده و عشق را به صورت مداوم حس میکند.
بی نرگس گویا، به سخن لب نگشاییمما را طرف حرف همین چشم سخنگوست
هوش مصنوعی: بینرگس، ما به صحبت کردن نیازی نداریم، چون چشمان گویای ما خود بیانگر همه چیزند.
بس خون که کند در دل مرغان چمن زاداین حسن خداداد که با آن گل خودروست
هوش مصنوعی: این زیبایی الهی که با گل وحشی همراه است، چقدر خون بر دل پرندگان چمن میریزد.
در پرده بینایی من نقش دویی نیستهر داغ پلنگم به نظر دیده آهوست
هوش مصنوعی: در دید من، هیچ دوگانگی وجود ندارد؛ هر نشانهای از درد و رنج من، در چشم دیگران به زیبایی و لطافت نمایان میشود.
تا غنچه نگردیم دل ما نگشایددر خلوت ما رطل گران کاسه زانوست
هوش مصنوعی: دل ما تا زمانی که به زیبایی و شکوفایی نرسد، آرامش نخواهد یافت. در تنهایی و سکوت ما، بار سنگینی وجود دارد که مانند کاسهای بر زانویمان سنگینی میکند.
در روز به مجلس مطلب دختر رز راصحبت به شب انداز، که صحبت گل شب بوست
هوش مصنوعی: در daytime، درباره دختر زیبای گل رز صحبت کن، اما شبها درباره گل شببو صحبت کن، چون صحبت در شب با گل شببو زیباتر است.
صائب چه خیال است که از سینه کند یاد؟هر دل که گرفتار در آن حلقه گیسوست
هوش مصنوعی: چه خیال باطلی است که فکر کنیم یاد کسی از دل فراموش میشود. هر دلی که در دام زیبایی و جذابیت موی کسی گرفتار شده، نمیتواند او را فراموش کند.