غزل شمارهٔ ۲۱۶۰
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی ابراز عشق و شیدایی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر بیان میکند که هیچکدام از ستمها و زیباییهای معشوق نتوانسته او را از احساساتش دور کند. او به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود میپردازد و نشان میدهد که چگونه آغوش و نگاه محبوبش او را در خود غرق کرده است. از طرف دیگر، به احساس ناامیدی و درد ناشی از این عشق نیز اشاره میکند و درخواست رحم و محبت برای روزهای سختش را دارد. در پایان، شاعر به میخانه و زندگیهای پر از عشق و لذت دعوت میکند و میگوید که هیچ کس از نگاه معشوقش بیخبر مانده است.
یک دلشده در دام نگاهت نگرفته استدر هاله آغوش، چو ماهت نگرفته است
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند من به دام نگاه تو نیفتاده است، همانطور که هیچکس چون تو را در آغوش نگرفته است.
مغرور از آنی که چو خود عربدهجوییتیغ ستم از دست نگاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که افرادی که به خود میبالند و به خودخواهی و تملک خود مشغول هستند، از این موضوع غافلند که در واقع قدرت و تسلط آنها ناشی از ستم و ظلمی است که بر دیگران میرود. به عبارتی، آنها نمیدانند که تهدید و آسیبپذیری که از چشمانشان میجوشد، میتواند عواقب ناگواری به همراه داشته باشد.
زان خنده زنی بر من بی برگ که هرگزآتش نفسی نبض گیاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: از خنده تو بر من، بیبرگ و بیپیشینه، مشخص است که تپش زندگیات هرگز شعلهور نشده و آتش وجودت هیچگاه به جنبش نیامده است.
در باغ جهان شاخ گلی نیست که صد دستسرمشق شکستن ز کلاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: در جهان گل و گیاه، هیچ شاخه گلی وجود ندارد که از زیبایی تو الهام نگرفته باشد و در دلش شکستن یادت را نبرده باشد.
چشم سیهی نیست که خواباندن شمشیرتعلیم ز مژگان سیاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: چشمی وجود ندارد که خواب شمشیر را از مژگان تاریکت نیاموخته باشد.
سیب ذقنی نیست درین باغ که صد بارگلگونه رنگ از رخ ماهت نگرفته است
هوش مصنوعی: در این باغ، سیب ذقنی وجود ندارد که بارها رنگ گلها را از چهره زیبایت نگرفته باشد.
آخر که رسد در تو، که دلهای سبکسیردامن به سبکدستی آهت نگرفته است
هوش مصنوعی: زمانی که تو به کمال برسی، دلهای بیپایه و سست، تحت تأثیر صدای آرام و ملایم تو قرار خواهند گرفت، بدون اینکه خودشان متوجه شوند.
رحمی به سیه روزی ما سوختگان کنتا زنگ خط آیینه ماهت نگرفته است
هوش مصنوعی: به ما که در این روزگار سخت و تیره به سر میبریم رحمی کن، قبل از اینکه زیبایی و نور چهرهات تحت تأثیر مشکلات و غمها قرار بگیرد.
برگرد به میخانه ازین توبه ناقصتا پیر خرابات به راهت نگرفته است!
هوش مصنوعی: به میخانه برگرد و از این توبه ناقص دست بردار، زیرا تا به حال پیر راهنما (مُرشد) نتوانسته تو را راهنمایی کند.
آن کس که زند خنده به بیهوشی صائبپیمانهای از دست نگاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: هر کسی که در حالت بیهوشی لبخند میزند، هرگز پیمانهای از عشق و زیبایی چشمان تو دریافت نکرده است.