غزل شمارهٔ ۲۳۱۳
هوش مصنوعی: شعر درباره زیباییها و دردهای عشق و جنون است. شاعر به گلهای زیبا و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند. گندم به عنوان نماد زیبایی و خوشحالی بهشت معرفی میشود، اما عشق و دردهای ناشی از آن نیز در کنارش قرار دارد. اشعار به تضاد بین زیبایی و اندوه اشاره میکند و بیان میکند که عشق میتواند منجر به درد و رنج شود. در نهایت، زیباییهای طبیعی و عاشقانه در کنار تلخیهای زندگی به تصویر کشیده شدهاند و عشق را به عنوان نیرویی توانا و در عین حال دردناک معرفی میکند.
بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاددیده ما در بهشت از روی گندم گون فتاد
هوش مصنوعی: برای برداشت گندم از بهشت آدم، اگر چشمان ما به دیدن آن گندم روشن شدند، بهشت را از زیبایی رنگ گندم نظاره کرد.
خون زسیما می چکد شمشیر زهرآلود راالحذر از چهره سبزی که ته گلگون فتاد
هوش مصنوعی: خون از چهره زیبا میچکد و شمشیر زهرآلود خطرناک است. باید از چهره سبز و گلگون که در زمین افتاده احتیاط کرد.
از سرشک تلخ نقل و باده اش آماده شددیده هر کس بر آن لعل لب میگون فتاد
هوش مصنوعی: اشکهای تلخ به خاطر محبت و غم، تبدیل به داستانها و بادهای دلنشین شدهاند. چشمان هر بینندهای به آن لبهای زیبا و خوشرنگ جلب میشود.
خجلت روی زمین زان ساق سیمین می کشدجلوه طاوس در ظاهر اگر موزون فتاد
هوش مصنوعی: زمین از زیبایی ساق سیمین او شرمسار است، چون طاووس درخشان میرقصد و اگر موزون و هماهنگ باشد.
در لباس شاخ گل گردد قیامت جلوه گرکشته ای کز دست و تیغ او به خاک و خون فتاد
هوش مصنوعی: در لباسی از شاخ گل، قیامت به نمایش درمیآید، آنچنان که کشتهای به خاطر دست و تیغ اوبه خاک و خون افتاده است.
کرد دودش روزن چشم غزالان را سیاهآتشی کز روی لیلی در دل مجنون فتاد
هوش مصنوعی: دود آتش دل مجنون، چشمان غزالان را تیره و سیاه کرد، آتشی که به خاطر زیبایی لیلی در دل او زبانه کشید.
می کند سرگشته چون پرگار اهل دید رانقطه خالی که از کلک قضا موزون فتاد
هوش مصنوعی: چون شخصی که حیران و سرگردان است، اهل مشاهده و بصیرت، نقطهی خالی از حوادث و تقدیر را میبیند که به طور موزون و حساب شده به او رسیده است.
برنخیزد لاله بی داغ نمکسود از زمینشورشی کز عشق مجنون در دل هامون فتاد
هوش مصنوعی: لالهای که بدون درد و رنج ظاهر شود، برنمیخيزد. شورشی که از عشق مجنون در دل هامون نشأت میگیرد، از زمین برمیآید.
گرد کلفت از دل فرهاد جوی شیر شستدر میان عشقبازان نان من در خون فتاد
هوش مصنوعی: غبار سنگین از دل فرهاد برمیخیزد، در میان عاشقان، نان من در خونم افتاده.
روی او روزی که صائب از نقاب آمد برونآفتاب و ماه از طاق دل گردون فتاد
هوش مصنوعی: در روزی که صائب از پشت پرده بیرون آمد، مانند آن است که خورشید و ماه از آسمان سقوط کردند.