تناجی
صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۲۴

رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم بردکشتی از خشکی به دریای گهر خواهیم برد
راه بی پایان و ما بی برگ و همراهان خسیسبا کدامین توشه این ره را بسر خواهیم برد
می کند بیتابی دل پیروان را پیشروما به منزل رخت پیش از راهبر خواهیم برد
در بهاران سر چرا از بیضه بیرون آوریم؟در خزان چون سر به زیر بال و پر خواهیم برد
با خمار آن به که صلح از باده گلگون کنیمچون ازین میخانه آخر دردسر خواهیم برد
دیگران در خاک اگر سازند صائب زر نهانما به زیر خاک رخسار چو زر خواهیم برد