غزل شمارهٔ ۲۳۳۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساساتی عمیق و دوگانه از خواب و بیداری را به تصویر میکشد. او از تأثیرات جهان پیرامونش بر وضعیت روحیاش میگوید و بیان میکند که چگونه خواب و غفلت او را از واقعیت دور میکند. او به قدرت طبیعت و زیباییهای آن اشاره میکند که موجب خواب او میشود. همچنین احساس تنهایی و عزلت را در گوشهای از زندگیاش حس میکند و به تأثیر زمان و سرعت زندگی بر روح و خوابش اشاره دارد. در کل، این شعر به نوعی نمایشگر کشمکش میان بیداری، خواب، غفلت و وصال است.
از فسون عالم اسباب خوابم میبردپیش پای یک جهان سیلاب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: عوامل و چالشهای زندگی مرا به خواب میبرد و در برابر عظمت یک جهان پر از احساس و خیال، خود را گم میکنم.
سبزه خوابیده را بیدار سازد آب و منچون شوم مست از شراب ناب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: آب میتواند سبزهای که خوابیده را بیدار کند، ولی من مانند آن سبزه، وقتی از شراب ناب مست میشوم، خوابم میبرد.
از سرم تا نگذرد می کم نگردد رعشهامهمچو ماهی در میان آب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که اضطراب و نگرانی از ذهنم نرود، لرزشی که دارم مانند ماهی در آب باعث خوابم میشود.
در مقام فیض غفلت زور میآرد به منبیشتر در گوشه محراب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: در جایگاه دریافت نعمت، غفلت به من فشار میآورد و در گوشهی نمازگاه، خوابم میکند.
نیست غیر از گوشه عزلت مرا جایی قراردر صدف چون گوهر سیراب خوابم میبرد؟
هوش مصنوعی: جای دیگری جز گوشه solitude برای من وجود ندارد. در درون صدفی مانند گوهر، خواب آرامی مرا میبرد.
من که چون جوهر به روی تیغ دارم پیچ و تابکی به روی سبزه سیراب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: من مانند مایعی هستم که بر روی تیغ قرار گرفته و نوسان میکنم؛ بنابراین چگونه میتوانم بر روی سبزههای سرسبز خوابم ببرد؟
پیش ازین بر روی خاک تیره آرامم نبوداین زمان بر بستر سنجاب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: قبل از این، هیچ آرامشی بر روی زمین تاریک نداشتم، اما اینک خوابم میبرد در بستر سنجاب.
غفلت من از شتاب زندگی خواهد فزودرفتهرفته زین صدای آب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: غفلت من از سرعت زندگی باعث میشود که هر روز بیشتر به خواب بروم و صدای آب مرا به عالم خواب میبرد.
اضطراب راهرو را قرب منزل کم کنددر کنار خنجر قصاب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: اضطراب در راهرو باعث میشود که به خانه نزدیکتر شوم، اما در کنار چاقوی قصاب، خوابم میبرد.
در حریم وصل حیرت میکند غافل مرادر چمن چون نرگس شاداب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: در فضای وصال، غفلت مرا به حیرت میبرد و در مثل نرگس شاداب، خوابم میگیرد.
چون کباب در نمک خوابیده شور من به جاستگاهگاهی گر شب مهتاب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: من همچون کبابی که در نمک خوابیدهام، شور و شوق من همیشه وجود دارد. گهگاهی در شبهای مهتاب، خواب مرا در بر میگیرد.
دارد از لغزش مرا صائب گرانی بینصیبدر کف آیینه چون سیماب خوابم میبرد
هوش مصنوعی: از خطاهایم، صائب، این بار سنگینی به من میدهد که بینصیبم میکند. مانند سیمابی که در آینه به خواب میرود، خوابم میبرد.