تناجی
صائب

غزل شمارهٔ ۲۳۷۸

یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکردبر فلک شد دود آه ما و سر بالا نکرد
بوسه ها پیچید در مکتوب بهر دیگرانوز تریها نامه خشکی به ما انشا نکرد
گرچه آمد نخلش از دست دعای ما به باردر برومندی به برگ سبز یاد ما نکرد
گرچه گردیدیم خاک راهش از روی نیاززیر پای خود نگاه از ناز و استغنا نکرد