غزل شمارهٔ ۳۱۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زندگی و زیباییهای بهار اشاره میکند و از ساقی میخواهد که شرابی گلگون به او بدهد. شاعر توصیف میکند که چگونه زیباییهای نوبهار بر طبیعت اثر گذاشته و گلها شکوفا شدهاند. او به سرو سیماندام مینگرد که به گلستان علاقهمند است و اشاره میکند که گلها به او هدیه میشوند. همچنین، با بیانی شاعرانه، از زیباییهای محصور در طبیعت و احساسات عاشقانه صحبت میکند و به خود میگوید که با وجود مشکلات، زندگی باید با شادی و لذت سپری شود و بینهایت دلی به شراب و گلزار خوش باشد. در نهایت، شاعر نوید میدهد که این دوران خوش با شراب بیخمار و لذتهای زندگی پر شده است.
بده ساقی می گلگون که ایام بهار آمدعجب آبی جهان خشک را بر روی کار آمد
هوش مصنوعی: به من می نوشان شرابی سرخ رنگ، چون بهار فرا رسیده است. جالب اینجاست که بر روی دنیای خشک و بی روح، رنگ و رونق تازهای به وجود آمده است.
مگر آن سرو سیم اندام عزم گلستان دارد؟که گل از شاخ بیرون با طبقهای نثار آمد
هوش مصنوعی: آیا آن دختر با زیبایی مانند سرو، قصد رفتن به باغ گل را دارد؟ زیرا گلها از شاخهها به بیرون آمده و با محافل زیبایی همراهند.
نظر بر روزن خورشید دارد آب و رنگ گلمگر از پرده بیرون چهره آن گلعذار آمد؟
هوش مصنوعی: آب و رنگ گل از نور خورشید تاثیر میگیرد، اما آیا زیبایی و چهره آن گل، جز از پرده پنهان بیرون آمده است؟
اگر شاخ گل از گلزار شد دامن کشان بیرونبحمدالله که سرو قامت او پایدار آمد
هوش مصنوعی: اگر شاخ گل از باغ بیرون بیفتد، خوشحالم که قامت سرو همچنان پابرجا مانده است.
مگر رشک جمالت داد مالش لاله رویان را؟که بوی خون به مغزم از نسیم لاله زار آمد
هوش مصنوعی: آیا زیبایی تو باعث حسادت گلهای لاله شده است؟ که بویی از خون به مغز من رسیده است، همچون نسیم لالهزار.
حصاری نیست غیر از جام، طوفان حوادث رابه کشتی می توان سالم زدریا بر کنار آمد
هوش مصنوعی: هیچ محافظی جز جام شراب وجود ندارد، میتوان با کشتی طوفان حوادث را پشت سر گذاشت و به ساحل امن رسید.
برون کن خارخار خار بیرون کردن از خاطرکه با دست نگارین گل برون از شاخسار آمد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که باید زحمت و درد و رنج را از ذهن و دل بیرون کرد و به جای آن، زیباییها و خوبیها را در نظر داشت. مانند این که وقتی گل زیبا را از شاخه میچینیم، خارهای آن را فراموش کنیم و فقط به زیبایی آن توجه کنیم.
رم وحشی غزالان شد نگاه چشم قربانیشکار انداز من هر جا به انداز شکار آمد
هوش مصنوعی: نگاه من به چشمان تو مانند چشمای غزالان است که در آن عواطف و زیبایی خاصی وجود دارد، و هر بار که به تو مینگرم، گویی در جستجوی شکار هستم و تیر نگاه من به تو میخورد.
مروت نیست دست خواهش ما برقفا بستنپس از عمری که نخل آرزومندی به بار آمد
هوش مصنوعی: دست از خواستههایمان بردارید، چرا که بیانصافی است که پس از سالها تلاش و انتظار، به آنچه میخواهیم رسیدن را ناممکن کنیم.
ز زخم خمر چندین دوزخ سوزان فرو خوردمکه گلزار بهشت از در مرا بی انتظار آمد
هوش مصنوعی: از نوشیدن شراب آنقدر عذاب و رنج را تحمل کردم که ناگهان بهشت به سراغم آمد و مرا بدون انتظار در آغوش گرفت.
بشارت باد مخموران این گلزار را صائبکه جام لاله لبریز از شراب بی خمار آمد
هوش مصنوعی: خبر خوش برای مستهای این گلزار که جام لاله، پر از شراب ناب و تازهای است.