غزل شمارهٔ ۳۱۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به نوجوانی توصیه میکند که به نام و هویت خود افتخار کند و از دیگران الهام بگیرد. شاعر بر این نکته تأکید دارد که با وجود مشکلات و محدودیتها، باید به راستگویی و صداقت پایبند بود. او همچنین به خطرات می شراب و افراط در لذتهای دنیوی اشاره میکند و نیاز به احتیاط و خودداری را گوشزد میکند. مضمون اصلی این شعر، تقاضا از نوجوانان برای انتخاب مسیر درست و دوری از خجالت و ترس است تا بتوانند به شکوفایی و موفقیت برسند. در نهایت، شاعر به تلخی و ناامیدی موجود در زندگی نیز اشاره میکند و به این فکر میافتد که شاید بهتر باشد از دنیای فراموششدگان دوری گزینیم.
تو از نام بلند ای نوجوان بردار کام خودکه پیران می کنند از قامت خم حلقه نام خود
هوش مصنوعی: ای جوان، از نام نیک و مقام بلندت بهرهمند شو، زیرا که افراد سالخورده به خاطر قامت خمیدهشان، به نام خود میبالند.
زفیض راستی از محتسب بر خود نمی لرزمبه کوه قاف دارم پشت از سنگ تمام خود
هوش مصنوعی: از برکت صداقت به هیچ وجه نمیلرزم، چون پشتوانهام مانند کوه قاف از سنگی محکم و استوار است.
گر از بیطاقتی خود قاصد پیغام خود گردمفرامش می کنم در راه از غیرت پیام خود!
هوش مصنوعی: اگر به خاطر بیصبری خود بخواهم پیغامم را به دیگران برسانم، در مسیر فراموش میکنم که باید به خاطر محبت و غیرت پیامم، آن را منتقل کنم.
حذر کن از می سرکش که تاکش با زمین گیریبه چندین دست نتواند نگه دارد زمام خود
هوش مصنوعی: مواظب باش از شراب پرشوری که حتی با زمینگیری هم نمیتوان آن را کنترل کرد و جلوش را گرفت.
مرا از بوته خجلت بر آر ای شعله سرکشکه خونها می خورم چون لاله از سودای خام خود
هوش مصنوعی: ای شعله سرکش، مرا از شرم و خجالت آزاد کن، زیرا من مانند لاله که از عشق نارس خود خون میریزد، دلی پر درد دارم.
چه افتاده است بر دل بار گردم عندلیبان را؟چو من از بوی گل چون غنچه می گیرم مشا خود
هوش مصنوعی: دل من چه حالتی دارد که مانند هرچه بلبل است، دلبسته و غمگینم؟ وقتی که من از بوی گل لذت میبرم، چرا تو خود را در این حال نمیبینی؟
ز آواز شکست من دل احباب می ریزدوگرنه من نمی دارم دریغ از سنگ جام خود
هوش مصنوعی: از صدای شکستن من، دل دوستانم میشکند و اگر نه، من از جان خودم نیز برای جام سنگیام دریغی ندارم.
شکاری چون به بخت ما نمی افتد همان بهترکه در خاک فراموشان نهان سازیم دام خود
هوش مصنوعی: بهتر است دام خود را در دل خاک پنهان کنیم، چون شکار به سوی ما نمیآید.
به شور من ندارد بلبلی این بوستان صائبروان گردد، به خون مرده گر خوانم کلام خود
هوش مصنوعی: بلبلی که در این بوستان است، به شوق من توجهی ندارد. حتی اگر کلمات خود را از روی حسرت و درد بخوانم، نمیتواند روح خود را به پرواز درآورد.