غزل شمارهٔ ۳۳۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محدودیتهای زندگی و سختگیریهای دنیا اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که نمیتوان بدون آزادی و شادابی زندگی کرد و علاقههای دنیوی باعث بروز موانع میشود. از طرفی، به این فکر میکند که انسان نباید به وسوسههای هوس و حرص دچار شود، زیرا در این دام تنها به دام مگسها گرفتار خواهد شد و هیچ نعمتی بدون توجه و پیگیری نیست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید از آرزوهای بیپایان دوری گزید و به واقعیتهای زندگی توجه داشت.
دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفتسایه بال هما را به قفس نتوان کرد
هوش مصنوعی: خود را در دامان دنیای مادّی محصور نکن، زیرا نمیتوان سایه یک پرنده بزرگ را در قفسی جای داد.
اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس استزندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
هوش مصنوعی: اینقدر که از وجود تو دلها شاد بوده، کافی است؛ زندگی را نمیتوان طوری ساخت که همه افراد مطابق خواسته خودشان راضی باشند.
شرر کذب به یک چشم زدن می میردتکیه بر دوستی اهل هوس نتوان کرد
هوش مصنوعی: آتش دروغ به سرعت خاموش میشود و نمیتوان به دوستی افرادی که فقط به خوشیهای زودگذر فکر میکنند، اعتماد کرد.
نعمتی نیست که چشمی نبود در پی آنترک وصل شکر از بهر مگس نتوان کرد
هوش مصنوعی: هیچ نعمتی وجود ندارد که در انتظار آن نباشیم و نمیتوان به خاطر مگس، وصل شیرین را رها کرد.
صائب از طول امل دست هوس کوته دارکه در این دام به جز صید مگس نتوان کرد
هوش مصنوعی: صائب، به خاطر آرزوهای بیپایان و رویای دستیابی به اهداف بزرگ، خود را در خطر بیهودهاندازی قرار نده. چرا که در این دام، به جز گرفتار شدن در کارهای بیثمر نمیتوان به نتیجهای رسید.
بیش ازین پیروی حرص و هوس نتوان کردهمعنانی به سگ هرزه مرس نتوان کرد
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوان به دنبال طمع و خواستهها رفت و به کسی که سگی بیهدف است، نمیتوان همسانی پیدا کرد.