غزل شمارهٔ ۳۵۸۵
هوش مصنوعی: این متن به احساسات عمیق و حالتهای پیچیده انسانی اشاره دارد. شاعر از غم و زخمهای دل سخن میگوید و نشان میدهد که مانند یک کودک بیمار، باید از چیزهایی که دردناک هستند دوری کند. او به باده به عنوان نشانهای از زندگی و خوشی اشاره میکند، اما تاکید میکند که اگر بیش از حد شود، آزاردهنده خواهد بود. در ادامه، شاعر از زیباییهای طبیعت و احساسات عشق و طلب سخن میگوید و بیان میکند که تلاش واقعی و هدایت صحیح در محبت و زندگی مهم است. در نهایت، او از حسرت بر دستهایی که در کارها موفقند، حرف میزند. این اشعار به نوعی تأمل در زندگی، عشق و دردهای آن هستند.
کل به خون غوطه خورد جزو چو افگار شوددایه پرهیز کند طفل چو بیمار شود
هوش مصنوعی: همه چیز در خون غوطهور میشود، اما وقتی که بخشی به مشکل برخورد کند، پرستار از او دوری میکند، همانطور که وقتی کودک بیمار میشود، مراقبش سعی میکند از او فاصله بگیرد.
باده گر آب حیات است به اندازه خوش استخون چو بسیار شود نشتر آزار شود
هوش مصنوعی: نوشیدنی اگر باعث زندگی باشد، در حد معقول خوب است. اما اگر خون زیاد شود، مانند تیغی آزاردهنده خواهد بود.
از پریشان نظری بس که دلم مجروح استزنگ بر آینه ام مرهم زنگار شود
هوش مصنوعی: به خاطر افکار آشفتهام، دلم زخمی شده است و زنگی که بر روی آینه نشسته، حالا به نوعی به التیام این درد کمک میکند.
هرکجا پرده ز روی تو فتد، بر شبنمدامن لاله و گل بستر بیمار شود
هوش مصنوعی: هر جا که پرده از چهره تو کنار رود، دامن گل و لاله مانند بستری برای یک بیمار میشود.
دست در دامن مطلب همه جا سیر کندهرکه در راه طلب قافله سالار شود
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر جستجو و طلب علم و حقیقت قدم بگذارد، میتواند در همه جا به دنبال مطالب ارزشمند برود و در این راه، رهبری دیگران را نیز بر عهده بگیرد.
عندلیبان نفس بیهده ای می سوزنداین نه کاری است که از پیش به گفتار شود
هوش مصنوعی: پرندگان بیهوده در حال ناله و سوختن هستند و این شغلی نیست که با صحبت کردن انجام شود.
کار چون راست به تدبیر نیاید صائبمی برم رشک بر آن دست که از کار شود
هوش مصنوعی: اگر کار به خوبی انجام نشود، من به آن دست که توانسته از این کار دور شود غبطه میخورم.