غزل شمارهٔ ۳۵۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مضامین عاشقانه و اندوهناک پرداخته و به زیبایی معشوق و تاثیرات آن بر خود اشاره میکند. او از بیرحمی معشوق و عواقب ناگوار آن میگوید، و از حسرت دیدار و بوسههای او سخن میگوید. شاعر به خود میگوید که اگر معشوق به او توجه نکند، چه بر سر او خواهد آمد و هر یک از ابیات به نوعی نشاندهنده یأس و ناامیدی اوست. در نهایت، شاعر از درد و زخم عشق و longing خود مینالد و امیدوار به بهبود وضعیتش با جلب توجه معشوق به خود است.
گر ز رخسار شوی باغ و بهارم چه شود؟سبز اگر از تو شود بوته خارم چه شود؟
هوش مصنوعی: اگر چهرهات زیبایی و طراوت باغ و بهار را داشته باشد، چه اهمیتی دارد؟ اگر من از تو سبز شوم ولی در واقع بوته خاری باشم، چه فایدهای دارد؟
پیش ازان دم که رود کار من از دست برونگر تو بیرحم کنی چاره کارم چه شود؟
هوش مصنوعی: قبل از اینکه کارهایم از دستم خارج شود، اگر تو بیرحم باشی، چه راه حلی برای مشکل من وجود خواهد داشت؟
از تماشای تو از دل سیهی محروممصیقلی گر کنی آیینه تارم چه شود؟
هوش مصنوعی: من از دیدن تو محرومم و دل تیرهام مثل آینهای کدر است. اگر تو به من توجه کنی و من را صاف کنی، چه تغییری خواهد کرد؟
غنچه از باده نگردد گل خمیازه مناگر از بوسه کنی رفع خمارم چه شود؟
هوش مصنوعی: اگر غنچه به آب خوشی آغشته نشود، به گلی تبدیل نخواهد شد. حالا اگر من با بوسهای از تو مست شوم و خستگیام برطرف شود، چه اتفاقی میافتد؟
در گره می فتد از بند قبا رشته شوقیک ته پیرهن آیی به کنارم چه شود؟
هوش مصنوعی: اگر رشته شوقی که در دل دارم از بند لباس یک ته پیرهن بگیرد و در گرهاش بیفتد، وقتی تو به کنارم بیایی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بعد عمری که به دلجویی من آمده اینشوی راهزن صبر و قرارم چه شود؟
هوش مصنوعی: بعد از سالها که به خاطر من به دیدارم آمدهای، نکند که آرامش و صبر من را از بین ببری؟
چون نچیدم گلی از روی تو ایام حیاتاگر از چهره شوی شمع مزارم چه شود؟
هوش مصنوعی: وقتی که در زندگی نتوانستم گلی از زیبایی تو بچینم، اگر بروی و از چهرهات دور شوم، سرنوشتم چه خواهد شد؟
کرد چون مرگ ز دامان تو دستم کوتاهنکشی دامن خود گر ز غبارم چه شود؟
هوش مصنوعی: وقتی که مرگ به سراغ من میآید و نمیتوانم دامن تو را بگیرم، تو هم اگر دامن خود را از من دور کنی، چه اهمیتی دارد که من چقدر آلوده و غبارآلود هستم؟
چون به خلوت ندهی راه من از ناز و غرورنکنی دور اگر از راهگذارم چه شود؟
هوش مصنوعی: وقتی که در تنهایی خود هیچ جایی به من نمیدهی و از ناز و خودخواهیات دور نمیکنی، اگر از مسیر تو عبور کنم چه اتفاقی خواهد افتاد؟
ماه نو بدر شد و پرتو خورشید بجاستکامیاب از تو شود گر دل زارم چه شود؟
هوش مصنوعی: ماه نو پیدا شد و نور خورشید میتابد. اگر دل افسرده من از تو شاد شود، چه اهمیتی دارد؟
نیست چون لایق رخسار تو گلگونه مندست رنگین کنی از خون شکارم چه شود؟
هوش مصنوعی: هیچ چیز به زیبایی چهره تو نیست. اگر دستم را از خون شکارم رنگین کنی، چه فایدهای دارد؟
تا کنم خون به دل از حسرت دیدار تراگر کنی یک دو نفس آینه دارم چه شود؟
هوش مصنوعی: برای اینکه از حسرت دیدن تو دلم پر از خون شود، اگر تو یک یا دو نفر را ببینی، چه مشکلی دارد که من هم آینهای داشته باشم؟
صائب از داغ سراپا شده ام چشم امیدشمع بالین شود آن لاله عذارم چه شود؟
هوش مصنوعی: من از داغ و درد به شدت رنج میبرم و دلخوشیام این است که شمع کنار بستر من، گلی زیبا مثل لاله صورت من را روشن کند.