غزل شمارهٔ ۳۷۵۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس درد و جدایی است. شاعر به هجران و دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که چگونه این جدایی طاقتفرساست. او از کاتب اعمال میخواهد که به نوشتههایش توجه کند و نگذارد خیال و خواب او را غافل کند. همچنین شاعر به تغییرات زمان و بیثباتی زندگی اشاره میکند و میگوید که جدایی از درگاه معشوقش برایش غیرقابل تحمل است. او همچنین از آه و اندوهی که بر دل دارد سخن میگوید و در نهایت به جستجوی قاصدی میپردازد که خبرهایی از محبوبش بیاورد.
چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟من آن نیم که مرا در فراق خواب برد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم تحمل کنم که از وجودم دوری کنم؟ من کسی هستم که در دوری تو خوابم میبرد.
ز روی کاتب اعمال شرم کن، تا کیبه نامه عملت حرف خورد و خواب برد؟
هوش مصنوعی: از روی نوشتههای اعمالت شرمنده باش، تا کی میخواهی نامهات پر از حرف و خواب باشد؟
زمان دولت تر دامنان سبکسیرستکسی چه شکوه شبنم به آفتاب برد؟
هوش مصنوعی: در زمانی که برتری و قدرت مشتی افراد کمظرفیت است، چه کسی میتواند از زیبایی و درخشش شبنم در برابر آفتاب بگوید؟
من و جدایی ازان آستان، خدا نکند!مگر ز بزم تو بیرون مرا شراب برد
هوش مصنوعی: من و دوری از آن خانقاه، نانوشتهاست که خدا نکند! مگر اینکه مرا از مهمانی تو بیرون ببرد شراب.
بغیر آه نداریم سینه پردازیغبار تفرقه جغد از دل خراب برد
هوش مصنوعی: ما جز آه و نالهای در دل نداریم، که در میان این اختلافات و جداییها، دلمان از غبار و نابسامانی پاک شود.
فتاده است مرا کار با خودآراییکز آب آینه، از چشم، گرد خواب برد
هوش مصنوعی: من گرفتار زیبایی و دلفریبی خود شدهام، گویی که از انعکاس آب آینه، خواب در چشمانم پراکنده شده است.
کجاست قاصد از سرگذشته ای صائب؟کز این غبار سجودی به آن جناب برد
هوش مصنوعی: کجاست کسی که خبر از گذشتههای دور به من بگوید؟ از این گرد و غبار که بر اثر سجده کردن بر آن فرستاده شده به آن مقام بلند برسم.