غزل شمارهٔ ۳۷۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناتوانیهای روزگار و گذر سریع زمان اشاره میکند. او به زخم زبانها، ناکامیها و چالشهای زندگی میپردازد و میگوید که آنچه در زندگی ارزشمند است، عبور از دشواریها و ناملایمات است. شاعر تأکید میکند که باید از تجارب دیگران عبرت بگیریم و در لحظات غفلت، زندگیمان را از دست ندهیم. همچنین به عشق و انتظار در زندگی اشاره میکند و میگوید که خوشی و آرامش حقیقی در انتظارها و لحظات عمیقتر زندگی نهفته است. در نهایت، شاعر به بیخبری و بیعملی اشاره میکند و بر ضرورت عمل در زندگی تأکید مینماید.
مرا به زخم زبان روزگار میگذردمدار آبله من به خار میگذرد
هوش مصنوعی: من با زخمهای زبانی که روزگار به من میزند، سر میکنم و به همین دلیل تجربیات سخت و آزاردهندهام مانند عفونتهای پوستی به آرامی ادامه پیدا میکنند.
به اعتبار عزیز جهان شدن سهل استعزیز اوست که از اعتبار میگذرد
هوش مصنوعی: کسی میتواند به خاطر موقعیت و ثروت خود مهم و با اعتبار به نظر برسد، اما واقعاً ارزشمند کسی است که برای عشق و محبت سرسختی و اعتبار خود را نادیده میگیرد.
به آب و رنگ جهان هرکه چشم کرد سیاهچو لاله با جگر داغدار میگذرد
هوش مصنوعی: هر کس که به زیباییها و تنوعات زندگی نگاهی کند، مانند لالهای سیاه با دل پر از درد و ناراحتی از کنار آنها عبور میکند.
نفس شمرده برآور که خود حسابان راحساب زود به روزِ شمار میگذرد
هوش مصنوعی: با احتیاط و آرامش نفس بکش، زیرا کسانی که حسابها را میدانند، زمان را سریعتر از آنچه که فکر میکنی، در نظر میگیرند.
ز غفلت آن که نگیرد ز دیگران عبرتز صیدگان جهان بیشکار میگذرد
هوش مصنوعی: کسی که به غفلت زندگی میکند و از تجارب دیگران درس نمیگیرد، مانند شکارچیانی است که بدون زحمت و تلاشی از کنار شکار میگذرد و هیچ چیز را به دست نمیآورد.
دل رمیده بود در بغل بیابانگردکه موج در دل بحر از کنار میگذرد
هوش مصنوعی: دل من در دستان یک بیابانگرد سرگردان بود، مانند موجی که به آرامی از کنار دریا عبور میکند.
چه سود ازین که سراپا چو نرگسی همه چشم؟ترا که عمر به خواب و خمار میگذرد
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به زیبایی تمام خود را بیارایی، در حالی که تمام عمرت در خواب و بیخیالی میگذرد؟
به قدر جام تو از باده میکنی مستیوگرنه بحر ازین جویبار میگذرد
هوش مصنوعی: به اندازهای که از شراب در جام تو مینوشی، مست میشوی و اگر نه، دریا از این جویبار میگذرد.
به وصل سوختهای زود خویش را برسانوگرنه خرده جان چون شرار میگذرد
هوش مصنوعی: به زودی خودت را به محبوبی که در آتش عشق سوخته برسان، وگرنه زندگیات چون جرقهای زودگذر خواهد بود.
مخور ز بیخبری روی دست بیکاریکه مزد میرود و وقت کار میگذرد
هوش مصنوعی: از بیخبری خود غافل نشو و وقتت را بیهوده هدر نده، زیرا در این بین، فرصتها و زمان ارزشمند از دست میرود و هنوز کارهای زیادی باقیمانده است.
عجب که صورت دیوار جان نمییابدبه محفلی که در او حرف یار میگذرد
هوش مصنوعی: عجب است که دیوار حتی روحی پیدا نمیکند در جایی که صحبتهای معشوق رد و بدل میشود.
اگرچه وعده خوبان وفا نمیداردخوش آن حیات که در انتظار میگذرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خوبان به وعدههای خود وفا نمیکنند، اما زندگیای که در انتظار میگذرد، شیرینتر است.
ترحم است بر آن مرده دل که از دنیابه روشنایی شمع مزار میگذرد
هوش مصنوعی: شخصی که دلش سرد و بیروح است، بر آن حال تأسف میخورد که از دنیای پر از تاریکی به سمت نور و روشنی یک شمع در کنار قبر میگذرد.
در آن چمن که تو لنگر فکندهای صائبگل پیاده سبک چون سوار میگذرد
هوش مصنوعی: در باغی که تو حضور داری، گلها به طرز زیبایی و با سبکی چون سواران با وقار حرکت میکنند و جلوهای خاص دارند.