غزل شمارهٔ ۳۹۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به احساس تب و گرما و تأثیرات آن بر جسم و روح اشاره دارد. شاعر به زیبایی از شعلههای تب و تبعاتش صحبت میکند و آرزو میکند که این تب بیخبر و آرامش را از وجودش بردارد. او همچنین به اثرات جسمانی و روحی دما و خستگیهای ناشی از تب میپردازد و از این مینالد که تب، مثل یک شعله، به آرامی از او کاسته شود. در نهایت، شاعر میخواهد که صبح زود آرامش و بهبودی را به او برساند و این احساس درد و بیتابی را از او بزداید.
خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برودرخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کس که وقتی آتش عشقش شعلهور میشود، اثر آن بر چهرهات نمایان باشد و عرق سرد و گرم بر بدنت بچکد.
رگ تو جاده خون معتدل گرددزبان گزیده به یک گوشه نیشتر برود
هوش مصنوعی: رگ تو راهی برای جریان خون پیدا میکند و زبان زده شده به آرامی در یک نقطه زخم خواهد شد.
تبی که برسمنت رنگ ارغوانی بستز پیش شعله خوی تو چون شرر برود
هوش مصنوعی: تبی که بر بالای سر تو رنگ ارغوانی دارد، با شعله وجود تو مانند شراره میفروزد و میرود.
لب تو عقده تبخاله واکند از سرستاره سوخته ای چند از شرربرود
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون گلی پژمرده هستند که زخمهایی را از یک ستاره سوخته به یادگار دارند.
مباد از عرق گرم اضطراب تراسفینه تو ازین بحر بی خطر برود
هوش مصنوعی: نگران نباش که اضطراب تو باعث خراب شدن اوضاع شود؛ چرا که کشتی تو در این دریا امن و بی خطر به پیش میرود.
حرارتی که گرفته است گرم جسم تراز برق گرمتر از باد زودتر برود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حرارت و گرمایی که از جسم تو ناشی شده، حتی از گرمای یک رعد و برق قوی نیز بیشتر است و زودتر از وزش باد از بین میرود.
چنین که بی خبر آمد به خوابگاه تو تبامیدوار چنانم که بی خبر برود
هوش مصنوعی: چنانکه بیخبر به خوابگاه تو میآید، امید و آرزو نیز بهطور ناگهانی به سراغ من میآید و گویی بیخبر میرود.
دمید صبح چه خامش نشسته ای صائببگو به آه به دریوزه اثر برود
هوش مصنوعی: صبح با آرامش و سکوت خود فرا رسیده است. ای صائب، بگو که با آه و نالهات از درخواستی که داری، اثر میگذاری.