غزل شمارهٔ ۴۰۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به محافظت از زیبایی و لطافت گلها اشاره دارد و بیان میکند که زیبایی و صفای حسن به لطف و محبت نیاز دارد. همچنین، از تلاش و آرزوهای دل و جراحات زندگی صحبت میکند و بر این نکته تأکید میکند که کمک و نجات از مشکلات به سادگی به دست نمیآید. شاعر به ناپایداری دنیا و آسیبپذیری انسان در برابر حوادث اشاره میکند و میگوید که دلهای گداخته باید از غبار هستی رها شوند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که وقتی دل به مقام رضا برسد، دیگر به مقامهای پایینتر باز نخواهد گشت.
ز گل محافظت رنگ و بو نمیآیدبه غیر لطف ز روی نکو نمیآید
هوش مصنوعی: با مراقبت از گل، رنگ و بوی آن به دست نمیآید و جز لطف و زیبایی چهره نیکو، چیزی نمیتواند به آن کمک کند.
صفای حسن بتان از دل گداخته استز آب آینه این شستشو نمیآید
هوش مصنوعی: زیبایی معشوقان از دلهایی که برای آنان سوخته است ناشی میشود و این زیبایی را نمیتوان با آب آینه پاک کرد.
ز جنبش مژه آسوده است قربانیتردد از دل بیآرزو نمیآید
هوش مصنوعی: از حرکت مژهها باید آرامش گرفت، زیرا فردی که دلش پر از آرزو نیست، نمیتواند دچار تردید و بیقراری شود.
شود ز بخیه انجم فزون جراحت صبحعلاج سینه ما از رفو نمیآید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زخمهای دل ما با روز جدید درمان نمیشود، حتی اگر ستارهها بخواهند جراحتهای ما را درمان کنند، این رفو به دبنال دلسوزی نمیآید.
به پای خم برسانید مشت خاک مراکه دستگیری من از سبو نمیآید
هوش مصنوعی: کمی از خاک من را به خم برسانید تا به من کمک کند، چرا که نمیتوانم از ظرف آب خودم کمک بگیرم.
اگر ز سیل حوادث جهان شود ویرانبنای خانهبهدوشی فرونمیآید
هوش مصنوعی: اگر زندگی با مشکلات و حوادث روبهرو شود و مانند طوفانی ویرانگر، همه چیز را تحت تاثیر قرار دهد، اما کسی که در دوش خود بار زندگی را میکشد، هرگز ناامید و متزلزل نمیشود.
مریز آب رخ خود برای نان کاین آبچو رفت نوبت دیگر به جو نمیآید
هوش مصنوعی: برای نان، آب صورت خود را هدر نکن، زیرا وقتی که این آب رفت، دیگر نوبت تو به جو نمیرسد.
دل گداخته شوید غبار هستی راز چشمه دگر این شستشو نمیآید
هوش مصنوعی: دل اگر آتشین و خواهان پاکی باشد، نمیتواند با یک شستشوی معمولی از غبار و آلودگیهای دنیوی رهایی یابد. نیاز است که از چشمهای دیگر و تازه آبرو بگیرد تا حقیقتاً پاک و شفاف شود.
فغان که شبنم ما همچو نقطه پرگاربرون ز دایره رنگ و بو نمیآید
هوش مصنوعی: آه که شبنم وجود ما مانند نقطهای از پرگار است که نمیتواند از دایرهای که رنگ و بوی زندگی را در بر دارد، خارج شود.
زبان عشق نپیچد به حرف طول املبه نوک خامه تقدیر مو نمیآید
هوش مصنوعی: عشق نمیتواند به کلمات و صحبتهای طولانی محدود شود، چرا که سرنوشت و تقدیر به آسانی قابل تغییر نیست و در آن هیچ چیز به سادگی تغییر نمیکند.
دلی که ره به مقام رضا برد صائبدگر به هیچ مقامی فرو نمیآید
هوش مصنوعی: اگر دلی به جایی برسد که راضی باشد و آرامش پیدا کند، دیگر به هیچ کجا و هیچ مقام دیگری توجه نخواهد کرد.