غزل شمارهٔ ۴۱۴۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جدایی است و بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوب و دلتنگی های اوست. شاعر در مصراعهای مختلف به توصیف درد جدایی و تمنا برای بازگشت محبوب میپردازد. او به تشنگی و عطش جان و دل نسبت به وصالی که در گذشته بوده اشاره میکند و به صورت استعاری، از طوطیانی سخن میگوید که در غربت دیده شدهاند. همچنین، به زیبایی و جاذبههای عشق در زندگی و طبیعت اشاره میکند و دلتنگی و آتش عشق را با تصاویری از گلها و بلبلها به تصویر میکشد. در کل، شاعر از عواطف انسانی و ارتباط عمیق میان عشق، جدایی و زیبایی های زندگی میگوید.
گر خلق را به حرف دهن باز کرده اندچشم مرا به روی سخن باز کرده اند
هوش مصنوعی: اگر مردم را به گفتن وادار کردهاند، من نیز از راز و سخن باخبر شدهام.
بازآکه از جدایی تیغ تو زخمهاچون ماهیان تشنه دهن باز کرده اند
هوش مصنوعی: برگرد و بر ما رحم کن، چرا که زخمهای جدایی از تو مانند ماهیانی که تشنهاند، در انتظارِ رسیدن تو باز شدهاند.
ما طوطیان مصر شکرخیز غربتیمما را ز شیر صبح وطن باز کرده اند
هوش مصنوعی: ما مانند طوطیهای مصر هستیم که در دیار غربت پرورش یافتهایم و از شیرینترین روزهای وطنمان، صبحها بازماندهایم.
در زیر خاک غنچه نسازند بلبلانبالی که در هوای چمن باز کرده اند
هوش مصنوعی: بلبلان در زیر خاک نمیتوانند غنچهها را بسازند، زیرا آنها در هوای باغ هماکنون بال گشودهاند.
داغ جنون کباب جگرهای خسته استچشم سهیل را به یمن باز کرده اند
هوش مصنوعی: درد و رنجی که از جنون به وجود آمده، مانند کبابی از جگرهای خسته است و این درد باعث شده است که چشم سهیل، ستاره معروف، با خوشبختی باز شود.
سیر محیط در گره قطره می کنمتا چون حباب دیده من باز کرده اند
هوش مصنوعی: من به دور گرهای در قطرهای میچرخم تا مانند حبابی که در چشم من باز شده، به عمق آن برسم.
فردا ز پشت دست ندامت خورند رزقجمعی که پیش خلق دهن باز کرده اند
هوش مصنوعی: فردا افرادی که به دنبال جمع کردن پول و ثروت هستند، از عمل خود پشیمان خواهند شد، چرا که در حال حاضر به طور ostentatiously خود را به نمایش میگذارند و در برابر دیگران به نمایش گذاشتهاند.
جان تازه می شود به حریمی که عاشقانطومار دردهای کهن باز کرده اند
هوش مصنوعی: در جایی که عشق ورزان قدیم، مشکلات و غمهای گذشته را به تصویر کشیدهاند، روح دوباره جوان میشود و انرژی تازهای میگیرد.
یارب چه گل شکفته که امروز در چمنگلها به جای چشم دهن باز کرده اند
هوش مصنوعی: پروردگارا، امروز در باغ گلها، چه گلی شکفته است که به جای اینکه ببیند، گلها دهان باز کردهاند.
باز سفید عالم غیب اند عاشقاندر زیر خاک بال کفن باز کرده اند
هوش مصنوعی: عاشقان با ایمان و پاک دل، حتی در دنیای زیر خاک و از دست رفته، همچنان به نور و حقیقت دست یافتهاند و جنازههایشان با دلی امیدوار و آزاد به خواب رفتهاند.
صائب سپهر شبنم پا در رکاب اوستدرگلشنی که دیده من باز کرده اند
هوش مصنوعی: دمنوش شبنم مانند خدمتکار او در باغی است که چشم من به تماشای آن باز شده است.