غزل شمارهٔ ۴۱۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به حال غفلت و فراموشی انسانها اشاره دارد. شاعر نگران است افرادی که از جود و بخشندگی خداوند غافل شدهاند و زیباییهای وجود را نادیده میگیرند. او از پیران و رندان پاکباز یاد میکند که به سوی تاریکی و فراموشی رفتهاند و روحهایشان از آسمان جدا شده است. همچنین، به کسانی که از می و شادی توبه کردهاند و به زندگی راحت و بدون دغدغه میاندیشند، انتقاد میکند. شاعر خواهان یادآوری عشق و زیباییهای عالم بالا است و اشاره دارد که بسیاری از افراد به دنبال چیزهایی هستند که از یادها رفته و در پی سودهای دنیوی، اصل وجود را فراموش کردهاند. در نهایت، او از کسانی که از زیباییهای زندگی لذت نمیبرند و افسردگی را به سرود ترجیح میدهند، انتقاد میکند.
این غافلان که جود فراموش کرده اندآرایش وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: این افراد نادان که سخاوت را از یاد بردهاند، زیباییهای وجود و روحشان را نیز فراموش کردهاند.
آه این چه غفلت است که پیران عهد ماباقد خم سجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: نفس انسان چقدر در غفلت است که بزرگترها و سالخوردگان زمان ما دیگر برای سجده کردن از روی تواضع توانی ندارند و این مسئله را فراموش کردهاند.
آن نور غیب را که جهان روشن است ازواز غایت شهود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: آن نور پنهان که جهان به وسیله آن روشن شده، به خاطر شدت مشاهده و شهود از یاد رفته است.
از ما اثرمجوی که رندان پاکبازعنقا صفت نمود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: از ما هیچ نشانهای نخواهی یافت؛ چرا که انسانهای باصفا و راستین، مانند پرندهٔ افسانهای عنقا، خصائص خود را فراموش کردهاند.
جانها هوای عالم بالا نمی کننداین شعله هاصعود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افراد دیگر تمایلی به رسیدن به آسمان و عالم بالاتر ندارند و این شعلهها نیز به یاد فراموش کردهاند که باید به سوی بالا صعود کنند.
آنها که کرده اند ز می توبه در بهارکیفیت وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افرادی که در بهار به مینوشی توبه کردهاند، حقیقت وجود و حالتهای آن را فراموش کردهاند.
یاد جماعتی ز عزیزان بخیر بادکز ما به یاد بود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: یاد گروهی از عزیزان گرامی باد که از خاطر ما رفتهاند و ما نیز آنها را فراموش کردهایم.
دست از طمع بشوی که در روزگار مامستان سخا وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: از انتظار و طمع دست بردار، چون در این روزگار افرادی که باید بخشنده باشند، فراموش کردهاند که سخاوت چیست.
بیمایگان زیان کسان را ز سود خویشاز اشتیاق سود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افراد بیمار به خاطر تمایل به کسب سود، زیان دیگران را فراموش کردهاند و فقط به منافع خود فکر میکنند.
جمعی که از کفاف زیادت طلب کنندآسانی وجود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: افرادی که به دنبال بیشتری از آنچه نیاز دارند هستند، راحتی و آسایش واقعی زندگی را نادیده میگیرند.
آسوده اند در جگر سنگ چون شرارجمعی که از نمود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: آنها در دل سنگها آرامش دارند؛ مانند آتش ناشی از جمعی که یاد خدا را فراموش کردهاند.
صائب خمش نشین که درین عهد بلبلانز افسردگی سرود فراموش کرده اند
هوش مصنوعی: سکوت کن، چرا که در این زمان، بلبلها به خاطر ناامیدی دیگر نمیتوانند آواز بخوانند.