غزل شمارهٔ ۴۲۳۴
هوش مصنوعی: این غزل از مولوی، دعوت به رهاسازی عیوب و مشکلات دنیوی و توجه به هنرها و زیباییهای زندگی است. شاعر به خواننده میگوید که باید از چیزهای سطحی و ناچیز دست بردارد تا به ارزشهای واقعی و معنوی برسد. او به اهمیت عشق و صدق در زندگی اشاره میکند و یادآور میشود که باید در جستجوی حقیقت و زیباییهای زندگی باشیم. در نهایت، مولوی تأکید میکند که زندگی فراتر از ظاهر و ظواهر است و باید با نگاهی عمیقتر به وجود خود و جهان اطراف بپردازیم.
از عیب پاک شو که هنرها همیدهنددست از خزف بشو که گهرها همیدهند
هوش مصنوعی: خود را از عیوب و نقصها پاک کن، زیرا توانمندیها و هنرهای بزرگ به چنین افرادی عطا میشود. از جنس بیارزش و کم اهمیت دوری کن، چرا که گوهرهای با ارزش به کسانی تعلق میگیرد که شایستهاند.
راضی مشو به قلب که نقد جهان ز توستبفشان شکوفه را که ثمرها همیدهند
هوش مصنوعی: به دل راضی نباش که ارزش واقعی جهان به دست توست. آن شکوفهها را منتشر کن زیرا که آنها نیز میوه خواهند داد.
در راه او نثار کن این خرده حیاتوان گه نظاره کن که چه زرها همیدهند
هوش مصنوعی: در مسیر او، این زندگی کوچک را فدای او کن و سپس نگاه کن که چه نعمتهای بزرگی به تو میدهند.
زین زهرهای قندنما آستینفشانزان تنگ لب ببین چه شکرها همیدهند
هوش مصنوعی: از زهرهایی که شبیه قند هستند، با افسوس و آستینفشانی، به یاد آن لبهای تنگ و بسته، ببین چه شکرهایی به ما میدهند.
پنهان مکن چو بیجگران روی در سپراز حفظ حق ببین چه سپرها همیدهند
هوش مصنوعی: راز خود را پنهان نکن، مثل آنها که در برابر خطرها خود را پشت سپر میپوشانند. از نگهداری حقوق دیگران غافل نشو و ببین که چگونه دیگران نیز از خود محافظت میکنند.
بگذر درین سر از سر بیمغز چون حبابزان سر نظاره کن که چه سرها همیدهند
هوش مصنوعی: از این سر بیمغز مانند حباب عبور کن و به آن سر نگاه کن که چه سرهایی دارند به هم میدهند.
طاوسوار پیش پر خویش عاشقیاز غیب غافلی که چه پرها همیدهند
هوش مصنوعی: پرندهای مانند طاووس با زیباییهایش به جلو میآید، اما عاشقی در دلش از غیب بیخبر است که چه جاذبهها و زیباییهایی به او عطا شده است.
برگ است سنگ راه تو ای نخل خوش ثمربیبرگ شو ببین چه ثمرها همیدهند
هوش مصنوعی: برگهای مسیر تو مانند سنگ هستند، ای نخل با میوههای خوشمزه! بیبرگ شو و ببین چه میوههای خوبی میتونی بدهی.
در پایتخت عشق که تاج است بیسریبیرون رو از میان که کمرها همیدهند
هوش مصنوعی: در مرکز عشق، که مثل تاجی میماند، نباید بدون سر وارد شوی، چرا که همه در حال تلاش برای نشان دادن زیباییها و ویژگیهای خود هستند.
زان ملک بینشان که خبرها در او گم استیک بار نشنوی چه خبرها همیدهند
هوش مصنوعی: از آن سرزمین بیهویت که در آن اخبار و داستانها گم شدهاند، هرگز نخواهی شنید که چه خبرهایی در آنجا وجود دارد.
گشتی تمام عمر درین خاکدان بس استبیرون ز خود نشان سفرها همیدهند
هوش مصنوعی: تمام عمرت را در این دنیای خاکی گذراندهای، حال دیگر به خودت نگاه کن؛ نشانههای سفرهایی که کردهای را به تو نشان میدهند.
یک بار رو چرا به در دل نمیکننداین ناکسان که زحمت درها همیدهند
هوش مصنوعی: چرا این افراد بیفایده یک بار هم به دلشان نمیآید که به دربهای بسته فکر کنند و زحمت باز کردن آنها را ندهند؟
در پیری از گرانی غفلت مباش امنخواب گران به وقت سحرها همیدهند
هوش مصنوعی: در دوران پیری، مراقب باش که به خواب سنگین نروی و غافل نشوی، زیرا در زمان سحر، فرصتی برای بیداری و خودآگاهی فراهم میشود.
این آن غزل که مولوی روم گفته استامسال بلبلان چه خبرها همیدهند
هوش مصنوعی: بلبلان امسال چه خبرهایی را در دل میپرورانند و به گوش میرسانند!