غزل شمارهٔ ۴۴۴۰
هوش مصنوعی: این شعر با مضامین عاشقانه و فلسفی، به توصیف احساس دیوانگی و عشق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و خیالانگیز، داغ و عشقهای سرکش خود را بیان میکند. او از درد و تحمل در جستجوی وصال محبوب سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با تصاویری از طبیعت و اندیشههای عرفانی در هم میآمیزد. در کل، شعر به تمایز عشق حقیقی و بیخودی از قید و بندهای دنیایی میپردازد و بر اهمیت عشق و دیوانگی در زندگی تاکید میکند.
هویی که مرا از دل دیوانه برآیددودی است که از خرمن پروانه برآید
هوش مصنوعی: صدایی که از دل دیوانه من بلند میشود، همانند دودی است که از آتش پروانه بهدست میآید.
داغ من سودازده از زیر سیاهیچون چهره لیلی ز سیه خانه برآید
هوش مصنوعی: درد و رنج من، مثل نشانهای عاشقانه و سوزان، از عمق تاریکی بیرون میآید، همانطور که زیبایی چهره لیلی از یک مکان تاریک نمایان میشود.
تا حشر شود واله دیوانگی منطفلی که به دنبال من از خانه برآید
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، بیتابی و جنون من مانند کودکی خواهد بود که با شوق و هیجان از خانه به دنبال من میآید.
از موج محابا نکند شورش دریازنجیر کی از عهده دیوانه برآید
هوش مصنوعی: دریا هرگز از ترس دچار شورش نمیشود، همانطور که زنجیر نمیتواند دیوانهای را مهار کند.
کامی که بود عاجز ازان گردش افلاکدر میکده از گردش پیمانه برآید
هوش مصنوعی: کسی که از گردش و تحولات جهان ناتوان است، در میکده به خاطر چرخش پیمانه و نوشیدن، به شادی و سرخوشی میرسد.
ریحان بهشت است براو شام غریبانبازلف تو هر دست که چون شانه برآید
هوش مصنوعی: ریحان گل خوشبو و زیباست که در بهشت میروید، اما در شام غریبان، وقتی شکت تو رو از دست میدهند، مانند شانهای که در میان موها بیرون آمده باشد، درد و غم را به همراه دارد.
روزی که من از گوشه بتخانه برآیدفریاد زناقوس غریبانه برآید
هوش مصنوعی: روزی که من از گوشه معبد خارج شوم، صدای نواختن زنگی غمگین و بیکس به گوش خواهد رسید.
احرامی هر کس بود از پرده پنداردر کعبه رود از در بتخانه برآید
هوش مصنوعی: هر کس که از زنجیرهی افکار و تصورات خود رها شود و به حقیقت نزدیک گردد، همچون کسی که با احرام به کعبه میرود، از درهایی دیگر و به جهانی تازه و معنادار قدم میگذارد.
از دل به نصیحت نرود بیخودی عشقاز دیده کجا خواب به افسانه برآید
هوش مصنوعی: عشق واقعی از دل انسان خارج نمیشود و اگر از دل برود، دیگر نمیتوان بهراحتی آن را به خواب یا خیال آورد.
پیوسته بود در دل ممسک غم دنیااین جغد محال است ز ویرانه برآید
هوش مصنوعی: غم و اندوه دنیا همواره در دل انسان وجود دارد و نمیتواند از دل ویرانهها و خرابیش به راحتی بیرون بیاید.
از نفس حذر بیش کن از دشمن خارجزان آب بیندیش که از خانه برآید
هوش مصنوعی: از نفس خود بیشتر دوری کن، زیرا دشمن را نیز از آنplace جدا کن. به آن آبی فکر کن که از خانه خارج میشود.
دیگر نزند جوش طرب سینه خمهاصائب اگر از گوشه میخانه برآید
هوش مصنوعی: اگر صدای شادی و طرب از دل سینهی خمها بلند نشود، و به گوشهای از میخانه نرسد، دیگر جشنی در کار نخواهد بود.