غزل شمارهٔ ۴۵۶۶
هوش مصنوعی: این شعر به تفکر در مورد زندگی و روح آدمی میپردازد و تأکید میکند که زندگی تنها از طریق عبرتآموزی و پرهیز از دلبستگی به دنیا ارزش دارد. شاعر به استعارههایی مانند پرواز روح، دریا و کوه اشاره میکند تا نشان دهد که انسان باید به عمق وجود خود نگاه کند و از امور سطحی و زودگذر پرهیز کند. همچنین، او به سختیها و تلخیهای زندگی اشاره میکند و میگوید که زندگی بدون عشق و شوق، بیمعنی و ناگوار است. در نهایت، بر این نکته تأکید دارد که انسان باید در جستجوی حقیقت باشد و به زیباییهای واقعی زندگی توجه کند.
غیر عبرت هیچ چیز از دار دنیا برمدارهر چه را خواهی ز چشم انداخت از جا برمدار
هوش مصنوعی: از این دنیا هیچ چیز جز تجربه و عبرت را نبر، هرچه میخواهی از نظر دور کن و نگذار که به تو آسیب برساند.
لنگر پرواز روح عرش جولان می شودسوزنی زین خاکدان باخود چو عیسی برمدار
هوش مصنوعی: روح انسان مانند پرندهای است که میخواهد به سوی آسمانها پرواز کند، اما در دنیای مادی و خاکی، نسبت به آن وابستگی دارد. با این حال، مانند عیسی که به آسمانها صعود کرد، روح میتواند از این قید و بندها رها شود و به سیر و سلوک معنوی بپردازد.
چشم اگر داری که گردی عین دریا چون حبابتا دم آخر نظر از روی دریا برمدار
هوش مصنوعی: اگر چشمی داری، مانند حبابی بر سطح دریا، تا لحظه آخر نگاهت را از روی دریا برندار.
حرف حق گفتن به خون خویش فتوی دادن استپنبه چون حلاج از مستی ز مینا برمدار
هوش مصنوعی: گفتن حق به اندازهای سخت است که ممکن است جان انسان را به خطر بیندازد. مانند حلاج که در جوش و خروش مستی از مینا بیرون نیامد، انسان باید با هوشیاری و دقت در گفتن حقیقت عمل کند.
مد عمر جاودان در خاکدان دهر نیستدست خود چون موج ازدامان دریا برمدار
هوش مصنوعی: عمر طولانی و بیپایان در این دنیا وجود ندارد، پس نباید در تلاش برای به دست آوردن آن باشید، زیرا مانند موجی که از آغوش دریا بیرون میآید، ناپایدار و زودگذر است.
تابه حسن کار خود گردن نیفرازی چو کوهچشم خود ای کوهکن از کارفرما برمدار
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و خوبی کار خود، گردن خود را بالا نبر، زیرا ای کوه کن، از ستمگری کارفرما غافل نشو.
ز انتظار خارهای تشنه لب غافل مشوبی توقف در بیابان طلب پا برمدار
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکن که در جستجوی خود، ممکن است با دشواریها و چالشهایی مواجه شوی. نباید از پیگیری اهداف خود بازایستی و باید با وجود موانع، همچنان تلاش کنی.
اره گر بر سرگذارندت درین بستانسرادست خود چون شانه زان زلف چلیپا برمدار
هوش مصنوعی: اگر در این باغ و گلزار تو را بکشند، دستت را مانند شانههای زلفی به شکل صلیب بر روی سرت قرار نده.
زندگانی بی شراب تلخ باشد ناگوارتا لب گور از لب پیمانه لب رابرمدار
هوش مصنوعی: زندگی بدون شراب، تلخ و بد است. بنابراین تا زمانی که به سوی مرگ میرویم، از لذتهای زندگی دست برنداریم.
دامن ساقی مده از دست تا از توست دستچشم تا بازست ،چشم از چشم شهلا برمدار
هوش مصنوعی: دامن ساقی را از دست نکن، چون که تو و دست چشم تو به هم وابستهاند. همچنین، چشمت را از چشمان زیبای شهلا برنگردان.
گرچه صائب چون صدف گوهر فشانی از دهنمهر خاموشی ز لب در پیش دریا برمدار
هوش مصنوعی: هرچند که صائب همچون صدف، جواهراتش را با سخنانش به نمایش میگذارد، اما ای مهر خاموش، در حضور دریا، لب از سخن برندار.