غزل شمارهٔ ۴۶۶۵
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به تذکر و آموزههای اخلاقی درباره زندگی و جوانی میپردازد. شاعر به خواننده یادآوری میکند که نباید اجازه دهد نفس سرکش او را به رفتارهای نادرست بکشد و باید در جوانی از خواب غفلت بیدار شود. او تأکید میکند که نباید فرصتهای ارزشمند و صحبت با عزیزان را از دست داد و همچنین به توبه و بهبود رفتار در سنین بالا نباید فقط به تأخیر انداخت. شاعر cautions against complacency, urging the young to take action, not to withdraw from life, and to speak thoughtfully. در نهایت، او تأکید میکند که در جوانی باید به سربلند و با عزت زندگی کرد و از لحظات ارزشمند بهره برد.
نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذارسرکش افتاد چو توسن به دویدن مگذار
هوش مصنوعی: اجازه نده که نفس سرکش و بیقید تو را به خود مشغول کند و در راه اشتباه بیفتی. مانند اسب تندرویی که به دویدن افتاده، نباید اجازه دهی او چنان سامانی به خود بگیرد که از مسیر اصلی دور شوی.
چون نگه درنظروحشی آهو چشمانرام مردم شو و از دست رمیدن مگذار
هوش مصنوعی: وقتی به نگاه وحشی آهو توجه میکنی، باید چشمانت را آرام و نرم نگهداری و از ترس و فرار پرهیز کنی.
ماه کنعان نه عزیزی است که از دست دهنددامن صحبتش از دست بریدن مگذار
هوش مصنوعی: ماه کنعان نه کسی است که بشود به راحتی از او دوری کرد، پس هرگز اجازه ندهید که از دست دادن صحبتش شما را به فاصله بیندازد.
وعده توبه ز اهمال به پیری مفکنپنبه درگوش به انداز شنیدن مگذار
هوش مصنوعی: به خودت قول نده که زمانی در آینده توبه خواهی کرد، زیرا در پیری ممکن است با کاهلی و بیتوجهی نتوانی به این وعده عمل کنی. به این ترتیب، گوشهای خود را از حقیقتهای زندگی نپوشان و به آگاهی و شنیدن حقایق اهمیت بده.
درجوانی سبک ازخواب گران کن خود راتن به این بار گران وقت خمیدن مگذار
هوش مصنوعی: در جوانی نباید خود را به خواب سنگین و بیتحرکی بسپاری؛ تن خود را به زیر بار سنگین مسئولیتها ببر و در زمان سختیها و چالشها تسلیم نشو.
گوشه گیری پی تسخیر دل خلق مکندام درخاک به انداز کشیدن مگذار
هوش مصنوعی: به دور از مردم نباش و دل آنها را ننواز، خود را در غم و اندوه غرق نکن و اجازه نده که به تنگنا بیفتی.
دردازان بیشتر افتاده که تقریر کنندخبرخسته مارابه شنیدن مگذار
هوش مصنوعی: در دلنگرانیها و مشکلات، افرادی بیشتر به سراغ ما میآیند تا از حال و روز ما بپرسند و خبر از غم و اندوهمان را با دیگران نقل کنند. اما برای ما بهتر است که اجازه ندهیم آنها صدای شادیمان را بشنوند.
برشریف است گران، منت احسان خسیسکاه بردیده به هنگام پریدن مگذار
هوش مصنوعی: بر افراد شریف و باارزش، منت و خیرخواهی شخصی که اهل بخیل است و در لحظههای حساس کمکی نمیکند، سنگین و ناگوار است.
شیراگر دایه قسمت ز تو امساک کندتو چو طفلان، سرانگشت مکیدن مگذار
هوش مصنوعی: اگر شیر مادر به تو نرسد و از تو دور باشد، تو مانند کودکان نباید از مکیدن انگشتان خود دست برداری.
در دهنها ز رسیدن ثمر خام افتدگرنه ای خام، تن خود به رسیدن مگذار
هوش مصنوعی: اگر طعم میوه نارس به زبانها بیفتد، بدان که ای نارس، خودت را برای رسیدن به میوه آماده نکن.
بی تأمل سخن خود مده از دل به زبانغنچه تا گل نشود دست به چیدن مگذار
هوش مصنوعی: خودت را سریع در بیان احساساتت درگیر نکن. تا زمانی که عشق به کمال نرسیده، نباید آن را بهراحتی اظهار کنی یا وارد عمل شوی.
این می لعل، زیاد از دهن تیغ تو نیستخون ما بیگنهان را به چکیدن مگذار
هوش مصنوعی: این می لعل، به اندازهی تیغ تو دردناک نیست. فراموش نکن که خون ما بیگناه نباید بیدلیل بریزد.
صائب این آن غزل شاه مطیعاست که گفتسجده وقت جوانی به خمیدن مگذار
هوش مصنوعی: این شعر به زبان ساده میگوید که هنری که در غزل وجود دارد، نشاندهندهی سادگی و تسلیم در برابر زیباییهای جوانی است. شاعر به یادآوری سجده کردن در زمان جوانی پرداخته و تأکید دارد که نباید اجازه داد در خمیدگی و ضعف فرو برویم. به نوعی، باید به اراده و شوق جوانی احترام گذاشت و از آن بهرهبرداری کرد.