غزل شمارهٔ ۴۶۸۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اهمیت و زیبایی نعمتهای زندگی و ضرورت بهرهبرداری از آنها میپردازد. شاعر به مضمون عدم خودداری از لذتهای زندگی و شکرگزاری از نعمتها اشاره دارد. او از خواننده میخواهد که در برابر فرصتها و رخدادهای خوب زندگی، همچون آب و شکر، دریغ نکرده و از آنها بهرهبرداری کند. علاوه بر این، شعر به حمایت از دیگران و ضرورت کمک به نیازمندان نیز تأکید دارد. در مجموع، مضمون کلی به لذت، شکرگزاری و انسانیت در روابط بین فردی مربوط میشود.
ز طوطیان شکر ناب را دریغ مدارز سبز کرده خود آب رادریغ مدار
هوش مصنوعی: از پرندگان سبز رنگ خوراکی خود، شکر ناب را کم نگذار و از آبی که به آنها نیاز دارند، دریغ نکن.
نگاه تشنه لبان شیشه در جگر شکندازین سفال می ناب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگر کسی با چشمانی تشنه و ناتوان به چیزی بنگرد، دلش را میشکند. پس از این، برای می ناب دلپذیر و گرانبها که در گنجایش سفال است، دریغ و حسرت نداشته باش.
درین دو هفته که میراب این چمن شده ایز هیچ تشنه جگر آب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: در این دو هفتهای که تو به عنوان ناظر این باغ هستی، از هیچ چیزی برای سیراب کردن تشنه دلت دریغ نکن.
به شکر این که ترا عیسی زمان کردندز خسته شربت عناب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو را همچون عیسی زمانه قرار دادند، از نوشیدن شربت عناب برای کسی که خسته است، دریغ نکن.
زهر که همچو صدف واکند دهن به سئوالچو ابر گوهر سیراب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند صدف گوشهی دهنش را برای پاسخ به سوالی باز کند، مانند ابری که گوهر را سیراب میکند، باید از عطای او دریغ نکنی.
دهان شکوه سایل نهنگ خونخوارستازین نهنگ تو اسباب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: دهان نهنگ بزرگ و خطرناک، مانند شکایت و غصهای است که در آن وجود دارد؛ بنابراین، تو باید از این نهنگ، ابزار و وسایل خودت را حفظ کنی و به آسانی آنها را ندهی.
ز هر که بر تو وبر دولت تو می لرزدسمور و قاقم و سنجاب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: از هر کسی که به خاطر تو و قدرت تو ترسیده است، حتی سمور، قاقم و سنجاب را دریغ نداشته باش.
دماغ سوختگان را به مأمنی برسانز شمع گوشه محراب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: از سوختگان و افرادی که در درد و رنج هستند، حمایت کن و آنها را به آرامشی ببرید. همچنین، از نیکی و محبت به دیگران غافل مشو و این نعمتها را دریغ نکن.
به هر روش که توانی خراب کن تن راازین ستمکده سیلاب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: با هر روشی که میتوانی، این بدن را که در این جهان پر از ظلم و ستم قرار دارد، خراب کن و از جاری شدن آب در رودخانه دریغ نکن.
به هر کس آنچه سزاوار آن بود آن دهز چشم فتنه شکر خواب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: به هر کسی چیزی بده که شایستهاش است و از چشم فتنه، نعمت خواب را از او نگیر.
یکی هزار شود در زمین قابل، تخمز آب، پرتو مهتاب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگر در زمین ظرفیتی برای رشد و شکوفایی وجود داشته باشد، بگذارید که از آب و نور ماه بهرهمند شود و از آنها دریغ نداشته باشید.
خوش است صحبت آشفتگان به هم صائبز زلف او دل بیتاب را دریغ مدار
هوش مصنوعی: صحبت با افرادی که دلشان شاد و خوش نیست، دلانگیز و جالب است. صائب به ما میگوید اگر کسی به خاطر زلف و زیبایی محبوبش دلش بیتاب شده، نباید از او غافل شود و باید به احساساتش اهمیت بدهیم.