غزل شمارهٔ ۴۷۴۱
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین غم و اندوه، زمان گذران، و آرامش در زندگی اشاره دارد. شاعر از فصل خزان صحبت میکند و به تحولات و از دست دادنها اشاره میکند. او از یک آهو به عنوان نماد آسیبپذیری یاد میکند و از مخاطب میخواهد تا در ایام سختی به سرعت دلها را بگیرد و از لبخندهای بیمعنا دوری کند. شعر به گذر زمان و تغییرات اجتنابناپذیر زندگی میپردازد و تاکید میکند که هیچ چیز دائمی نیست. همچنین، اشارههایی به امید و تلاش برای رسیدن به آرزوها، در میانهی مشکلات و دشواریها وجود دارد. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که به صدای دل خود گوش فرا دهد و در جستجوی آزادی و رستگاری باشد.
نخل خزان رسیده ما را فشانده گیربرگ ز دست رفته ما را ستانده گیر
هوش مصنوعی: نخل ما که در فصل پاییز به سر میبرد، از دست دادههایش را به تو میدهد و تو این برگهای رفته را از او بگیر.
تعجیل در گرفتن دل اینقدر چرا؟آهوی زخم خورده ما را دوانده گیر
هوش مصنوعی: چرا اینقدر عجله دارید تا دل را بهدست بیاورید؟ آهوی زخمی ما را به درد و رنج انداختهاید.
زان پیشتر که خرج نسیم خزان شوداین خرده ای که هست چو گل برفشانده گیر
هوش مصنوعی: قبل از آنکه پاییز شروع شود و گلها از بین بروند، از همین زیبایی کوچک که باقی است نهایت استفاده را ببر.
چون عاقبت گذاشتی و گذشتنی استخود رابه منتهای مطالب رسانده گیر
هوش مصنوعی: وقتی میدانی که در نهایت همه چیز گذراست، خودت را به نهایت موضوعاتی که در زندگیات مهم هستند برسان.
از مغرب زوال چو آخر گزیر نیستچون آفتاب روی زمین راستانده گیر
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید در حال غروب است، هیچ راه فراری از این واقعیت نیست که شب به زودی فرا میرسد. همانطور که خورشید در آسمان غروب میکند، نمیتوان از تاثیر آن بر زندگی و روزهای ما جلوگیری کرد.
چون دست آخر از تو به یک نقش می برندنقش مراد بر همه عالم نشانده گیر
هوش مصنوعی: وقتی که در پایان کار به یک تصویر از تو میرسند، این تصویر را به عنوان آرزوی خود در تمام جهان به نمایش بگذار.
درخاک، نعل تیر هوایی در آتش استمرکب به روی پیشه گردون جهانده گیر
هوش مصنوعی: در زمین، نشانههای تیر هوایی در آتش وجود دارد؛ زین را بر دوش کاروان سرنوشت بگذار و جهان را در آغوش بگیر.
این آهوی رمیده که رام تو گشته استتا هست درکمندتو، از خود رمانده گیر
هوش مصنوعی: این آهوی وحشی که اکنون تحت کنترل تو قرار گرفته، تا زمانی که در دام توست، از خود بیخبر است.
چون کندنی است ریشه ازین تیره خاکداندردل هزار نخل تمنا نشانده گیر
هوش مصنوعی: زمانی که دلی به سراغ آرزوهای بزرگ میرود، همانند ریشهای که از خاک برمیخیزد، باید این آرزو را در دل نگه دارد و همانند هزار نخل، به دنبال تحقق آن باشد.
زین صید گاه هیچ غزالی نجسته استدرخاک و خون شکاری خود رانشانده گیر
هوش مصنوعی: در این مکان شکار هیچ غزالی نتوانسته است بیخبر از خطر، بر روی خاک و خون دست بزند و نشانهای از شکار خود را نشان دهد.
خواری کشیدگان به عزیزی رسند زوداز بند و چاه، یوسف خودرا رهانده گیر
هوش مصنوعی: افرادی که در زندگی سختی و ذلت را تجربه کردهاند، به زودی به جایگاهی محترم و والایی دست خواهند یافت. پس باید از مشکلات و موانع عبور کرده و خود را از بند و رنج رها کنند، مانند یوسف که از چاه نجات یافت.
دنیا مقام و مسکن جان غریب نیستاین شاهباز رازنشیمن پرانده گیر
هوش مصنوعی: دنیا جای مناسبی برای روح بیخانمان نیست، این پرنده بزرگ را در آشیانهاش بگذار.
چون نیست هیچ کس که به داد سخن رسدصائب به اوج عرش، سخن را رسانده گیر
هوش مصنوعی: زمانی که هیچ کس نیست که صدای تو را بشنود و به حرفهایت توجه کند، بهتر است در اوج روح و معنویت خود، سخن حق را به دلهای آماده برسانی.