غزل شمارهٔ ۴۸۳۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به درگاه خداوند دعا میکند تا به یاری جانهای غمدیده و آسیبدیده برسد. او از آفتاب طلب میکند تا دلهای ناامید را روشن کند و به سلامت روحهایی که در طوفان زندگی غرق شدهاند، کمک کند. شاعر به عشق و زیبایی اشاره دارد و از باران عشق میگوید که بر دلها میبارد، و همچنین از دردی که از قطع راه عشق ناشی میشود، رنج میبرد. او به یاد گلها و زیباییهای زندگی میافتد و درخواست رحمت و یاری برای کسانی را میکند که در رنج و ناراحتی به سر میبرند. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که به دلهای پرغم رحم کند و آنها را به آرامش برساند.
یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رسروحهای گل به رو مالیده را فریاد رس
هوش مصنوعی: خداوندا، به داد این جانهای که در غربت و دوری به سر میبرند برس و روحهای پاک و معصوم را که در میان سختیها و زحمات هستند نجات بده.
با کمند جذبه ای، ای آفتاب بی نیازسایه های برزمین چسبیده رافریاد رس
هوش مصنوعی: با قدرت جذابیت خود، ای خورشید مستقل، به سایههایی که بر زمین نشستهاند، ندا بده.
از کشاکشهای بحر ای ساحل آرام بخشاین خس و خاشاک طوفان دیده را فریاد رس
هوش مصنوعی: ای ساحل آرام، از شدت طوفانهای دریا به فریاد این زائدههای نابسامان بشتاب و نجاتشان بده.
از ره پنهان، به روی گرم ای پیر مغانباده های خام ناجوشیده را فریاد رس
هوش مصنوعی: از راهی مخفی به استقبال تو ای سالار عارفان میآیم تا به کمک من بادههای نپخته و خام را که آماده نشدهاند، برسانی.
می شود از قطع، راه عشق هر دم دورتررهروان این ره خوابیده رافریاد رس
هوش مصنوعی: با هر بار که عشق را قطع میکنیم، مسیری که باید برویم بیشتر و بیشتر از ما دور میشود. کسانی که در این راه قدم میزنند، باید فریاد بزنند و به خوابرفتگان این مسیر خبر بدهند.
ای بهار عشق کز رخسارت آتش می چکداین زسرمای هوس لرزیده رافریاد رس
هوش مصنوعی: ای بهار عشق، که چهرهات همچون آتش میدرخشد و زیباییات شعلهور است، به من کمک کن که از سرمای desires (هوس) رهایی یابم و نجات پیدا کنم.
ای که رگ از سنگ چون مواز خمیر آری برونرشته جان به تن پیچیده رافریاد رس
هوش مصنوعی: ای کسی که با قدرت و استحکام خود مانند سنگ میتوانی جان را از تن جدا کنی، به فریاد من برس!
ای که کردی از صدف گهواره در یتیماین گهرهای به گل چسبیده را فریاد رس
هوش مصنوعی: ای کسی که به وسیلهی صدف، از گهوارهی یتیم، این لؤلؤهای گرانبها را که به گل چسبیدهاند، نجات دادی!
بلبلان گلها ز باغ کامرانی چیده انداین گل از باغ جهان ناچیده را فریاد رس
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی بیان میکند که بلبلان (نماد عاشقان) گلهای شادی و کامیابی را از باغی که به آن تعلق دارد، چیدهاند. اما گلی که به دنیا و خارج از آن تعلق دارد، نچیده و به نوعی رنج میبرد. این بیان نیاز به کمک و فریادرسی را مطرح میکند.
گرچه می دانم به داد پاکبازان می رسیاین به خون آرزو غلطیده را فریاد رس
هوش مصنوعی: هرچند میدانم که به پاکبازان کمک میکنی، اما به فریاد کسی که آرزوهایش به خاک و خون آغشته شده، برس.
در جهان پر ملال ای کیمیای خوشدلیرحمتی کن صائب غم دیده رافریاد رس
هوش مصنوعی: ای کیمیای خوشدل، در این دنیای پر از غم و اندوه به من رحم کن و به درد من که غمزدهام کمک کن.