غزل شمارهٔ ۵۰۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، سخن از بادهنوشی و لذتهای دنیا گفته شده است. شاعر به بادهفروش اشاره میکند که از سر خم باده میگیرد و چراغ عیش را روشن میکند. او به انتقادات ملامتگران توجهی نمیکند و بر لذت نوشیدن تأکید دارد. با اشاره به بهشت نوشیدنیها و قیمت آن، به این نکته میپردازد که هر کس که از زندگی لذت ببرد، نباید نگران عیبهای دیگران باشد. همچنین، شاعر به طبیعت و زمان قیامت و غیرت روحی میپردازد و میگوید که نوشیدن شراب تلخ نمیتواند چارهساز باشد. او در نهایت توصیه میکند که از این دنیا عبور کنیم و زیاد به مشکلات و انتقادات توجه نکنیم.
گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروشچراغ عیش برون آمد از ته سرپوش
هوش مصنوعی: پیر بادهفروش از خم شراب خشت برمیدارد و چراغ شادی از زیر سرپوش بیرون میآید.
ز حرف تلخ ملامتگران نیندیشدبه گوش هرکه رسیده است بانگ نوشانوش
هوش مصنوعی: کسی که صدای خوش زندگی را شنیده، به سخنان تلخ ملامتکنندگان توجهی ندارد.
هزار خرقه آلوده را به قیمت میگرفت ازره انصاف پیر باده فروش
هوش مصنوعی: پیر بادهفروش با انصاف، هزاران لباس کثیف را به قیمتی منصفانه خریداری میکرد.
زجوش کم نشود آب بحر ،دل خوش دارمکن چودیگ تنک ظرف کوتهی درجوش
هوش مصنوعی: آب دریا هرگز از تلاطم و جوشش کاسته نمیشود، پس دلت برای چیزهایی که محدود و ناکافی هستند خوش نباش.
به آفتاب رسانیده ایم پرتو راز باد صبح نگردد چراغ ماخاموش
هوش مصنوعی: نور ما را به آفتاب هدایت کردهایم و از نسیم صبح تأثیر پذیرفتهایم؛ بنابراین، چراغ روشنی ما خاموش نخواهد شد.
ترا که بهره زنوش است نیش چون زنبورازین چه سودکه داری هزار چشمه نوش؟
هوش مصنوعی: اگر تو به شادابی و سرخوشی مثل زنبور عسل دست یابی، پس چه فایده دارد که هزار چشمه نیکو و لطیف در دسترس داشته باشی؟
در آفتاب قیامت عرق نمی ریزدز بار خلق ندزدد کسی که اینجا دوش
هوش مصنوعی: در روز قیامت، کسی که در دنیا کارهای نیکو انجام داده و از بار وظایف دیگران سستی نکرده است، در مقابل خداوند عرق نخواهد ریخت و نگران نخواهد بود. به عبارت دیگر، فردی که در زندگیاش درست عمل کرده و مسئولیتهایش را به خوبی انجام داده، در آن روز سخت و پر استرس آرام خواهد بود.
مخور به هیچ دل زار و هرچه خواهی خوربپوش چشم خود از عیب و هرچه خواهی پوش
هوش مصنوعی: به هیچ دلی که غمگین و ناراحت است اهمیت نده و هر چیزی که میخواهی بخور. چشم خود را از عیبها ببند و هر چیزی را که میخواهی بپوشان.
ز جوش لاف دل چشمه ها تهی گردیددرین دو هفته که دریای مانشست ازجوش
هوش مصنوعی: در این دو هفته، به دلیل هیجان و شوقی که در دل داشتم، چشمهها از آب پر شدهاند و دیگر جایی برای خود ندارند، زیرا دریای احساساتم به شدت در حال جوش و خروش است.
فغان که تشنه لبان سخن نمی دانندکه کار تیغ دو دم می کندلب خاموش
هوش مصنوعی: آه، که تشنه لبان نمیدانند که شمشیر دو لبه چه نتایجی را به بار میآورد و سکوت لبها چه عواقبی دارد.
خموش بگذر ازین خاکدان چو سایه ابرمکن چو سیل ز پست و بلند راه خروش
هوش مصنوعی: سکوت کن و از این دنیا بگذر مانند سایه ابر، و همانند سیل، از فراز و نشیبها عبور کن و ناله و فریاد نزن.
شراب تلخ کجا چاره تو خواهد کرد؟تراکه ناله صائب نمی برد از هوش
هوش مصنوعی: شراب تلخ نمیتواند مشکلت را حل کند، چون تو در حال نالهای هستی که هوش و حواست را از تو گرفته است.