غزل شمارهٔ ۵۰۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به عاشقانی اشاره دارد که در عشق خود و احوال دیگران غافل هستند. شاعر به آنها هشدار میدهد که فریب زیباییهای ظاهری را نخورند و از حال دل دیگران آگاه باشند. همچنین توصیه میکند که در دنیای پر از شراب و لذت، بیخبر نمانند و نباید با همراهان بد سفر کنند. در این دنیا، ناپایداری و فنا حتمی است و نباید به مادیات دل بست. شاعر دلهای غمزده را تسلی میدهد و میگوید که باید همواره با آگاهی زندگی کرد و به یاد داشته باشند که زندگی گذراست. در نهایت، او تأکید میکند که غفلت از حال دل خویش و دیگران نکنند و از عمر کوتاه خود بهترین بهره را ببرند.
غافل ز حال عاشق خونین جگر مباشمغرور حسن پا به رکاب اینقدر مباش
هوش مصنوعی: به خودت نیندیش، عاشق به شدت ناراحت و غمگین است. فریب زیبایی ظاهری را نخور و خودت را فراموش نکن.
هرگاه بهله را به کمر آشنا کنیاز دست کار رفته ما بیخبر مباش
هوش مصنوعی: هر وقت که دل را با آشنایی مشغول کنی، از مشکلات و کارهایی که از دست رفتهاند غافل نباش.
هنگامه شراب کمینگاه آفت استدر محفلی که باده خوری بیخبر مباش
هوش مصنوعی: هنگام نوشیدن شراب، در جمعهای خوشگذرانی، باید مواظب باشی که مشکلات و خطرات پنهان وجود دارند و نباید در خوشحالی این لحظات غافل شویم.
همراه بد ز رهزن بیگانه بدترستباهر نیازموده رفیق سفر مباش
هوش مصنوعی: همنشینی با کسانی که ناپسند و بیگانه هستند، از به همراهی با کسی که در این زمینه ناآزموده است، خطرناکتر است. پیش از سفر، بهتر است همراهی را انتخاب کنی که تجربه و اعتماد لازم را داشته باشد.
نقش مراد نیست درین باغ جز یکیزنهار همچو آب پریشاننظر مباش
هوش مصنوعی: در این باغ، تنها یک هدف وجود دارد و آن این است که مانند آب بیثبات و ناپایدار نباشی.
هرگز به دست پیش زوالی نمیرسدگر برخوری به تیغ فنا بیجگر مباش
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی به دستاوردی واقعی و پایدار برسی، اگر در برابر خطرات و چالشهای زندگی بدون شجاعت و جرأت عمل کنی.
از جام نام جم به زبانها فتاده استزنهار در بساط جهان بیاثر مباش
هوش مصنوعی: از جامی که نام جم در آن است، به زبانها افتاده است، پس احتیاط کن که در زندگی و دنیا بیاثر نباشی.
غمگین مکن، اگر نکنی شاد خاطریگر مرهم دلی نشوی نیشتر مباش
هوش مصنوعی: افسرده نباش، اگر نمیتوانی کسی را شاد کنی. اگر نتوانی دلی را التیام بخشی، خودت هم آزار نده.
چون نی گر از نوای گلوسوز مفلسیدر کام تلخ سوختگان بیشکر مباش
هوش مصنوعی: اگر نی هنری از صدای دلنشینی دارد، نباید در کام کسانی که در تلخی سوختند، بیفایده و بدون شکر وارد شود.
از هردو سر مشو ترازوی چرخ قلبگر صندل سری نشوی دردسر مباش
هوش مصنوعی: در هر دو طرف زندگی تعادل برقرار نکن. اگر دل مایل به عشق و محبت است، خودت را به دردسر نینداز.
پیشانی گشاده به از گنج گوهرستدلتنگ چون صدف ز وداع گهر مباش
هوش مصنوعی: پیشانی باز و بیتکلف بهتر از داشتن ثروت و جواهر است. مانند صدف که از جدایی مروارید غمگین میشود، تو هم نباید دلتنگ و غمگین باشی.
دل را چو سرو بید خنک کن به سایهاییکبارگی چو دار فنا بیثمر مباش
هوش مصنوعی: دل خود را مانند درخت سرو، سرد و آرام کن. بهطور ناگهانی و یکباره در سایهای آرامش پیدا کن و مثل دار فانی، بیثمر و بیفایده نباش.
عمری است تا چو شبنم گل در رکاب توستغافل ز حال صائب خونینجگر مباش
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که مانند شبنم، گل در کنار توست. اما در حالی که در این حال و هوا هستی، غافل از وضعیت صائب، که با دل خونین خود به سر میبرد، نباش.