غزل شمارهٔ ۵۰۵۳
هوش مصنوعی: غزل حافظ در این شعر دعوت به نوشیدن و لذت بردن از زندگی است. شاعر از ساقی میخواهد که جامی پر از می به او بدهد و برغم نقصها و بیدادهای زندگی، خواستار رحمت و بخشش است. او با تشبیهات زیبا به عشق و زیبایی یار اشاره میکند و به آثار فرحبخش میوه بهشت و عطر سیب رومیپردازد. در سراسر شعر، حس انتظار و اشتیاق او برای وصال به وضوح مشهود است و با ابراز نیاز به عشق و محبت از یارش، به وصف زیبایی و جذابیت آن میپردازد. در پایان، حافظ به ناچیزی وجود خود در مقابل نعمتهای الهی اذعان میکند و از خداوند میخواهد که هرچه لازم دارد، به او ببخشد.
صبح است ساقیا قدح خوشگوار بخشجامی چوآفتاب به این خاکسار بخش
هوش مصنوعی: صبح شده است، ای ساقی! قدح لذیذ را به من بده. جامی به من بخش که مانند آفتاب بر این خاکی که هستم، روشنی و شادی ببخشد.
چون تاک اگر چه پای ادب کج نهاده ایممارا به ریزش مژه اشکبار بخش
هوش مصنوعی: هرچند که ما راه درست و ادب را به خوبی نرفتهایم، اما از لطافت و زیبایی چشمان او، سزاوار دریافت رحمت و بخشش هستیم.
دور نشاط نقطه به پرگار بسته استسرچون گران شداز می وحدت به دار بخش
هوش مصنوعی: شادی و نشاط به وسیلهای شبیه پرگار مستحکم شده و در حالی که به شدت از می وحدت سنگین شدهایم، ما را به دور خود میچرخاند.
دستم اگر زنقد دل ودین تهی شده استکوتاهی مرا به سر زلف یار بخش
هوش مصنوعی: اگر دلم و ایمانم خالی شده، دستم را به خاطر کوتاهیام در عشق و محبت یار ببخش.
آب حیات می چکد از میوه بهشتجان را به بوی سیب زنخدان یار بخش
هوش مصنوعی: آب حیات از میوهای در بهشت فرو میچکد و بوی خوش سیب از گردن یار روح را نوازش میکند.
درکوچه باغ خلد خزان را گذارنیستدل را به آن دو سلسله مشکبار بخش
هوش مصنوعی: در باغ بهشت، به خاطر فصل پاییز نرو، بلکه دل خود را به دو رشته عطر خوش بسپار.
زان پیشتر که خون تو رزق اجل شوداین جرعه را به نرگس مخموریار بخش
هوش مصنوعی: قبل از آن که خون تو نصیب مرگ گردد، این لیوان را به نرگس زیبای خود تقدیم کن.
ای آفتاب رو که چنین گرم می رویتشریف پرتوی به من خاکسار بخش
هوش مصنوعی: ای خورشید درخشان که اینگونه با زیبایی و گرما میدرخشی، لطف کن و نوری به من خاکی ببخش.
بردار هرکه راکه دلت می کشد ،ز خاکمارا به خاک رهگذار انتظار بخش
هوش مصنوعی: هر کسی را که میخواهی بردار، از ما که از خاک انتظار در راه تو هستیم.
ای آن که پای کوه به دامن شکسته اییک ذره صبر هم به من بیقرار بخش
هوش مصنوعی: ای کسی که در کوه پای خود را زخمی کردهای، لطفاً کمی صبر به من ناآرام بده.
چون برق، خشک مگذر ازین دشت آتشینآبی ز جوی آبله دل به خار بخش
هوش مصنوعی: مانند برق، به سرعت از این دشت آتشین عبور کن و از جوی آبی که دلت را به خار میسوزاند، بگذری.
نقصان نکردخضر زسرچشمه حیاتجان را به جبهه عرق آلود یار بخش
هوش مصنوعی: نقصی از جانب خضر در منبع حیات وجود ندارد، زیرا جان را به یاری و کمک عشق در عرق و تلاش به وجود میآورد.
می در سر برهنه پرو بال واکنددستار خویش رابه می خوشگوار بخش
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب باعث میشود فرد از قید و بندها آزاد شود و از تزیینات و ظاهر خود فاصله بگیرد و به لذت و خوشی بپردازد.
دل نازک است (و)پرتو منت گران رکابآیینه رابه طلعت آیینه دار بخش
هوش مصنوعی: دل حساس و لطیف است و درخشش لطف تو، که مانند نوری در آینه است، زیبایی آینهدار را به تصویر میکشد.
هنگامه وصال نیرزد به داغ رشکپیشانی گشاده گل را به خار بخش
هوش مصنوعی: در زمان وصال و دیدار، هیچ چیزی ارزش ندارد که انسان داغ حسادت را بر گل سرخ و خنکای آن ترجیح دهد، چون زیبایی و شگفتی گل با وجود خارها نیز ادامه دارد.
این آن غزل که حافظ شیراز گفته استزان بحر قطره ای به من خاکسار بخش
هوش مصنوعی: این شعری که حافظ از شیراز سروده، مانند قطرهای از دریای وسیع علم و شعر به من به عنوان یک انسان خاکی و معمولی داده شده است.