غزل شمارهٔ ۵۰۸۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جلال محبوبی است که دل شاعر را تسخیر کرده است. شاعر از جذابیت و نور جمال محبوبش صحبت میکند و میگوید که این زیبایی قدرتمند است. او اشاره میکند که دلش همچون موری در برابر این زیبایی، جرات پرواز پیدا کرده و در پی دستیابی به آن است. همچنین، شاعر به یاد ماندنی بودن محبوب اشاره میکند و میگوید که حتی بحث و گفتگویی در مورد او در جامعه وجود دارد. در نهایت، شاعر به ارتباط هنر و سخن نیز اشاره میکند و میگوید که وقتی قلم او به نوشتن میپردازد، عطر گل و زیبایی رخ مینماید.
شد سرمه سویدای دل از نور جمالشای وای اگر تیغ کشد برق جلالش
هوش مصنوعی: چشمهای من پر از غم و اندوه است که از زیبایی او به سرمه تبدیل شده است. ای کاش اگر زیباییاش درخشید، آن را با تیغی برنده قطع نکند!
چون مور، دل خام طمع بال برآوردتا شد زته زلف عیان دانه خالش
هوش مصنوعی: مانند موری که دلش هوس پرواز دارد، وقتی که زلفی از چهره نمایان میشود، به دنبال دانهای میگردد.
خط بر سر رعنایی شمشاد کشیده استهر چند که بیش از الفی نیست نهالش
هوش مصنوعی: خطی زیبا بر سر دختر جوانی مانند شمشاد نقش بسته است، هرچند که او بیشتر از یک حرف الف نیست و هنوز جوان و نوپا است.
چون آینه آن کس که ز صاحب نظران شددرکوچه و بازار بود صحبت حالش
هوش مصنوعی: آن کس که در میان مردم و در محیط زندگی خود حرمت و اعتبار دارد، مانند آینهای است که حال و رفتار او برای دیگران نمایان است.
در پوست نگنجد گل از اندیشه شادیغافل که شکرخند بود صبح زوالش
هوش مصنوعی: اگر کسی به شادیاش فکر نکند، مانند این است که گل در پوست خود جا نمیشود؛ چون صبح دلتنگی و غم، به مانند خنده شیرین، او را تحت تأثیر قرار میدهد.
رنگین سخن آن به که بسازد به خموشیطاوس همان به که نبیند پروبالش
هوش مصنوعی: بهتر است در مواقعی که لازم نیست چیزی گفته شود، سکوت کرد. گاهی از خودنمایی بیجا بهتر است که در آرامش و خاموشی بمانیم، همانطور که طاوس زیبا با پروبالش در جایی پنهان میماند تا دیده نشود.
چون بر سر گفتار رود خامه صائبدیوانه شود بوی گل از لطف مقالش
هوش مصنوعی: وقتی که قلم صائب به سخن میآید، دیوانه میشود و همچنان که بوی گل از زیبایی کلامش به مشام میرسد.