غزل شمارهٔ ۵۲۵۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان جدایی و عشق، و همچنین غم و اندوه ناشی از فراق میپردازد. شاعر به صبوری و تلاش در عشق اشاره میکند و بیان میکند که برای او، وصل به محبوب، اهمیت بالایی دارد. او به مشکلات و چالشهای زندگی اشاره کرده و میگوید که با وجود سختیها و بیعدالتیها، عشق و امید را فراموش نکرده است. در انتها، شاعر به آرامش و خوشی در دل و دلخوشیهای کوچک اشاره میکند که برایش از هر زیبایی دیگری مهمتر است.
جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغولبه سبحه است سر و کار عامل معزول
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری از وصلش به شدت ناراحت و گریهام مشغول به ذکر و دعا هستم، در حالی که کارهای شخصی که از مقامش برکنار شده، به هم ریخته است.
به آب تا نرساند روان نمیگرددبه خانهای که کند قهرمان عشق نزول
هوش مصنوعی: تا زمانی که روح به آب نرسد، آرامش نمییابد و به خانهای که معشوق در آن حضور نداشته باشد، نمیتوان روزگار خوشی را سپری کرد.
سپهر دشمن جانهای آرزومندستکه بر بخیل گران است میهمان فضول
هوش مصنوعی: آسمان دشمن روحها و آرزوهای ماست، زیرا بر کسانی که بخیل و حسودند، پذیرش مهمان نادان دشوار و دشوارتر است.
تمام سجده سهوست طاعتی که مراستمگر به قبله ابروی او شود مقبول
هوش مصنوعی: تمام تلاشها و عبادتهایی که انجام میدهم، در نهایت بیفایده است، مگر اینکه توجه و محبت او را جلب کند.
نظر سیاه نسازد به کام هر دو جهانز گرد راه تو هر دیدهای که شد مکحول
هوش مصنوعی: نگاه تیره و ناپسند کسی نمیتواند از خوشی و زیبایی دو جهان بکاهد. هر چشمی که به سوی تو برافروخته شده و آراسته گشته، از نور عشق تو پر شده است.
تلاش کام تو را زیر چرخ زیبنده استبه صید ماهی اگر غرقه میشود مشغول
هوش مصنوعی: تلاش برای رسیدن به آرزوهایت همچون زیر چرخهای سختیها قرار گرفتن است، حتی اگر در پی شکار چیزی باارزش مانند ماهی باشی و در این راه دچار مشکل و غرق شوی.
مرا ز پست و بلند سپهر باکی نیستبه یک قرار بود مهر در طلوع و افول
هوش مصنوعی: من از تغییرات و نوسانات آسمان نگران نیستم، چون عشق و محبت به طور ثابت و پیوسته در زندگیام وجود دارد.
بود چو سنگ فلاخن همیشه سرگردانسبکسری که ز میزان عدل کرد عدول
هوش مصنوعی: همچون سنگی در فلاخن، همیشه در حال حیرت و سردرگمی است کسی که از اصول عدالت منحرف میشود و به نادرستی میرود.
مراست گوشه دل خوشتر از چمن صائبکه زیر بال بود گلستان مرغ ملول
هوش مصنوعی: گوشه دل من ناگوارتر از چمن نیست، زیرا زیر پر پرنده خسته، گلستانی وجود دارد.