غزل شمارهٔ ۵۴۳۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر رهایی و آزادگی شاعر از نگرانیها و دغدغههای دنیوی است. شاعر میگوید که از تمام مشغلهها و تفکرات دنیوی فاصله گرفته و به آرامش و صلح درونی رسیده است. او از قید و بندهای مادی و اعتقادی گذر کرده و به یک آگاهی عمیق دست یافته است. در حقیقت، این اثر تأکید بر بیاعتنایی به مسائل سطحی و دنیوی و تمرکز بر حقیقت و معنویت دارد. شاعر نشان میدهد که در این مسیر، خود را از تمامی وابستگیها و قضاوتها آزاد کرده و به یک حالت سکون و آرامش درونی رسیده است.
ما ز بیکاری ز فکر کار فارغ گشته ایماز زیان و سود این بازار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: به دلیل بیکاری و عدم مشغله، ذهن ما از اندیشههای کاری آزاد شده است و دیگر نسبت به سود و زیان این بازار نگرانی نداریم.
کرده ایم از راحت دنیا به خواب امن صلحاز تلاش دولت بیدار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما از آرامش دنیوی آسوده خاطر شدهایم و به خواب امن صلح رفتهایم و از تلاش برای پیشرفت و بهبود اوضاع خود فارغ شدهایم.
از بلند و پست عالم نیست ما را شکوه ایما ازین سوهان ناهموار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما از عظمت و کوچکی دنیا بینیازیم و از مشکلات و سختیهای زندگی رنجی نداریم.
خرقه تزویر را از دوش خود افکنده ایماز حجاب پرده پندار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما لباس تزویر و نیرنگ را از دوش خود کنار زدهایم و از حجاب و افکار بیهوده رهایی یافتهایم.
بر حواس خویش راه آرزوها بسته ایماز علاج یک جهان بیمار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما با کنترل حواس و زندگیامان، مسیر آرزوها را مسدود کردهایم و از فکر به درمان مشکلات و دردهای یک جهان بیمار، دست برداشتهایم.
هیچ افسونی ندارد مار دنیا به ز ترکما به این افسون ز زخم مار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما از زهر و فریبهای دنیا به دور هستیم و به واسطهی دردهایی که دیدهایم، دیگر تحت تاثیر این جادوها قرار نمیگیریم.
نیست ما را کار با رد و قبول کفر و دینهم ز اقرار و هم از انکار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما هیچگونه نگرانیای نسبت به پذیرش یا رد عقاید مذهبی نداریم و از هر دو طرف یعنی اقرار و انکار، آزاد شدهایم.
از دو عالم فکر حق ما را برون آورده استما ز قید این و آن یکبار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما از مرزهای دو جهان آزاد شدهایم و دیگر درگیر وابستگیهای این دنیا نیستیم. ذهن ما از محدودیتها رهایی یافته و به حقیقتی برتر دست یافته است.
سایه بال هما و جغد پیش ما یکی استما که از اقبال و از ادبار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: سایهی پرواز پرندگان بزرگ و همچنین جغد در کنار ما یکی هستند؛ چرا که ما از خوششانسی و بدشانسی آزاد شدهایم.
در غم دستار بی مغزان اگر پیچیده اندما به سر پیچیدن از دستار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: اگر بیفکران در غم و نگرانی خود را در بند دستارهای بیمعنی پیچیدهاند، ما از این دستارها آزاد شده و دیگر به فکر این مسائل نیستیم.
کرده ایم از خود حسابی نقد بر خود حشر رااز حساب درهم و دینار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما برای خودمان محاسباتی انجام دادهایم و از حساب و کتاب روز قیامت آزاد شدهایم و دیگر به دنیا و مال و ثروت اهمیت نمیدهیم.
چون گل رعنا خزان و نوبهار ما یکی استز انقلاب عالم غدار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما مانند گلی زیبا، در بهار و پاییز هیچ تفاوتی نداریم و از تغییرات بیرحم دنیا بیخبر و رهاییافتهایم.
برنمی آریم صائب سر ز زیر بال خویشاز ورق گردانی گلزار فارغ گشته ایم
هوش مصنوعی: ما دیگر سر از زیر بال خود بلند نمیکنیم و از ورقگردانی گلزار خسته شدهایم.