غزل شمارهٔ ۵۶۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به گناهانی که در زندگی مرتکب شده، اعتراف میکند و از خداوند طلب بخشش و رحمت مینماید. او با زبان استعاره و نماد، به احساس ناامیدی و عجز خود اشاره میکند و به یادآوری ارزش امید در دل تاریکیها میپردازد. شاعر بر این باور است که با وجود تمام معصیتها، هنوز امید به بخشش و غفران الهی دارد. او از خدا درخواست میکند که در این در مسیر گناه و اشتباه، رحمت خود را شامل حال او نماید و او را از خودبینی و خودمحوری دور سازد. در نهایت، او نشان میدهد که با وجود تمام شکستها، هنوز به نور امیدی در زندگی و آینده اعتقاد دارد.
گرچه با کوه گرانسنگ گناه آمدهایملیک چون سنگ نشان بر سر راه آمدهایم
هوش مصنوعی: اگرچه بار سنگین گناه را بر دوش داریم، اما مانند سنگی که در مسیر قرار دارد، ایستادهایم.
بر سیهکاری ما هر سر مویی است گواهگرچه خاموش ز اقرار گناه آمدهایم
هوش مصنوعی: هر تار مویی از ما نشاندهندهی بدیهای ماست، حتی اگر در مورد اشتباهاتمان چیزی نگوییم، ولی باز هم ما به اینجا آمدهایم.
نیستم از کرم بحر چو عنبر نومیدگرچه از خامی دل نامه سیاه آمدهایم
هوش مصنوعی: من از دریا به مانند عنبر انتظار ندارم، هرچند به سادگی و نادانیام، دست نوشتهای تیره و غمگین به جا گذاشتهام.
پرده بردار ز رخسار خود ای صبح امیدکه سیه نامه چو شبهای گناه آمدهایم
هوش مصنوعی: ای صبح امید، چهرهات را نمایان کن و پرده را کنار بزن، زیرا ما با گناهان خود مانند شبهای تیره و تار، به اینجا آمدهایم.
رایت فتح ز انگشت شهادت داریمگرچه در گرد نهان همچو سپاه آمدهایم
هوش مصنوعی: ما نشان پیروزی را با انگشت شهادت داریم، هر چند در گرد و غبار معرکه همانند یک سپاه پنهان آمدهایم.
شب ظلمانی ما نامه سیه چون ماندکه به جولانگه آن روی چو ماه آمدهایم
هوش مصنوعی: شب تاریک و ظلمانی ما همچون نامهای سیاه است؛ اما اکنون ما در جایی آمدهایم که روی تو مانند ماه میدرخشد.
سبز کن بار دگر مزرع بیحاصل ماگرچه مستوجب آتش چو گیاه آمدهایم
هوش مصنوعی: بار دیگر زمین ناکارآمد ما را سبز کن، هرچند که ما مانند گیاهان، مستحق آتش هستیم.
هست امید که نومید ز غفران نشویمما که با هدیه مقبول گناه آمدهایم
هوش مصنوعی: ما امیدواریم که در رحمت و بخشش خداوند ناامید نشویم، چرا که با وجود گناهانمان، به درگاهش هدایتی خوب و پسندیده آوردهایم.
جان ما را به نگهبانی عصمت دریابکه ز کوتهنظری بر لب چاه آمدهایم
هوش مصنوعی: ای کاش تو ما را زیر سایهی پاکی و صداقت خود نگهداری، زیرا ما به خاطر نادانی و دورنگری، در آستانهی خطر قرار گرفتهایم.
رحم کن بر نفس سوخته ما یاربکه درین راه، عنانریز چو آه آمدهایم
هوش مصنوعی: ای خدا، بر دل سوخته و رنجور ما رحم کن، چراکه در این مسیر، با دلهای آکنده از افسوس و دردی مشابه آه، در حال حرکت هستیم.
نیست ممکن که شود خدمت ما پا به رکاببا قد خم شده آخر همه راه آمدهایم
هوش مصنوعی: امکان ندارد که به خدمت ما بیایند و در کنار ما march کنند، چون با وجود اینکه مدتهاست که آمدهاند، هنوز کمرشان خم شده است.
خوشهای چون مه نو قسمت ما خواهد شددر تمامی به سر خرمن ماه آمدهایم
هوش مصنوعی: خوشهای مانند ماه جدید نصیب ما خواهد شد و ما در تمامی این مراحل به جمعآوری ثمرات آمدهایم.
پاک کن از خودی آیینه خودبینی ماکه به درگاه تو از خود به پناه آمدهایم
هوش مصنوعی: غم و خودبینی خود را کنار بگذار و از دل و جان به درگاه تو پناه میآوریم.
این که در جامه زهدیم نه از دینداری استکه پی راهزنی بر سر راه آمدهایم
هوش مصنوعی: ما این گونه که در لباس زهد و پارسایی به نظر میرسیم، به خاطر دینداری واقعیمان نیست، بلکه به خاطر نیتهای ناپاک و سوء استفادهای است که در سر داریم.
نیست انصاف نظر بسته گذشتن از مابه امیدی به سر راه نگاه آمدهایم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بیانصافی است که بدون توجه به ما و وضعیتمان، فقط به امیدی که در آینده به سراغمان خواهند آمد، از کنار ما بگذرید. ما در انتظاریم و برای دیگران در مسیر زندگی ایستادهایم.
صائب این آن غزل حافظ والا گهرستکه درین بحر کرم غرق گناه آمدهایم
هوش مصنوعی: صائب میگوید که این غزل حافظ مانند گوهری باارزش است که در دریای بزرگی از بخشش و مهربانی غرق در گناهان شدهایم.