غزل شمارهٔ ۵۹۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است و احساساتی عمیق را از جانب شاعر به تصویر میکشد. شاعر در ابیات مختلف به توصیف نگاهی میپردازد که به دلیل زیبایی معشوقش تحت تأثیر قرار گرفته و به نوعی غرق در تماشای او شده است. او با توصیف شرم و حیرت ناشی از حضور معشوق، ابراز میکند که دیدن او برایش غیرممکن است و این نگاه هر بار او را به دنیایی دیگر میبرد. در نهایت، شاعر اشاره دارد که حتی اگر تمام دلش حقیقت را ببیند، همچنان احساس حسرتی جاویدان در دلش باقی خواهد ماند.
تا روی عرقناک ترا دید نگاهمزد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی شفاف و پرشور تو را دیدم، نگاهم به شدت به تو خیره شد و گویی در عمق نور و روشنی غرق شدم.
از حوصله دیده من گرد برآورداز بس ز تماشای تو بالید نگاهم
هوش مصنوعی: چشمانم از بس که تو را تماشا کردهاند، از شوق و زیبایی تو پرورش یافته و سرشار از احساسات شدهاند.
بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاددر دایره چشم نگنجید نگاهم
هوش مصنوعی: زمانی که به نقطهی زیبایی چهرهات خیره شدم، چشمم در دایرهای که نگاه تو ایجاد کرده بود، جا نشد.
شد دیده بیدار مرا خواب پریشاناز بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم
هوش مصنوعی: چشمان بیدار من از شرم و تردید به نگاه تو به خواب آشفتهای فرو رفتهاند.
مشقی که ز نظاره روی تو رساندممشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم
هوش مصنوعی: من که سعی کردهام زیباییهای تو را در کلمات بگنجانم، به راستی کار دشواری است، هرچند که چشمان من به نور چهرهات خیره شده و از آن نور الهام میگیرم.
از شرم برون آی که از شرم عذارتشد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم
هوش مصنوعی: از خجالت بیرون بیا، زیرا خجالت تو باعث شده که چشمانم پر از اشک شود و نگاه من مانند اشکی که از مژهها میچکد، به زمین بیفتد.
چون موی زیادست گران در نظر منتا دور ز رخسار تو گردید نگاهم
هوش مصنوعی: موی فراوان در نظر من سنگین و باریک است، تا زمانی که نگاه من از چهرهات دور شد.
چون دیدن رخسار لطیف تو محال استاز دیده برآید به چه امید نگاهم؟
هوش مصنوعی: وقتی دیدن چهره زیبا و ظریف تو ممکن نیست، به چه دلیلی باید منتظر نگاه خودم باشم؟
صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشماز دل نبرد حسرت جاوید نگاهم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به تماشای زیبایی بنشینم، باید تمام قلب خود را از حسرتی که همیشه در دل دارم، خالی کنم.