غزل شمارهٔ ۵۹۱۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و حسرت نسبت به زندگی و تلاشهای ناکام است. شاعر میگوید که در این مزرعه تنها اشک کاشتهایم و به جای غم، چیزی به یادگار نمانده است. او با اشاره به اینکه حتی اگر سالها تلاش کردهایم، به نتیجهای نرسیدهایم، نشان میدهد که هیچ امیدی به دانههای نارس ندارد. همچنین بیان میکند که هرگز از بخشش و جود دیگران نقصان نمیخورد، اما او به جای دستاوردهای خوب، تنها رنج و غم را تجربه کرده است. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که نمیتوان از خارهایی که خود کاشتهایم محصولی خوشایند انتظار داشت، مشابه این گفته سعدی است که نمیتوان از خرماهایی که در این خار کاشتهایم بهرهبرداری کرد.
ما تخم درین مزرعه جز اشک نکشتیمیک رشته درین غمکده جز آه نرشتیم
هوش مصنوعی: ما در این زمین غمانگیز جز اشک چیزی نمیکاریم و هیچ چیز غیر از آه و ناله در این مکان نمینویسیم.
چون آبله در زیر قدم راهروان رابردیم بسر عمری و هموار نگشتیم
هوش مصنوعی: مانند زخمهای آبله که زیر پا راهروها را میآزارد، ما هم در طول عمر خود با مشکلات و چالشها روبرو شدیم ولی هرگز نتوانستیم زندگیمان را به راحتی پیش ببریم.
با گرمروی چون جرس از ناله شبگیریک خفته درین بادیه بر جای نهشتیم
هوش مصنوعی: با چهرهای گرم و دلنشین مانند زنگهای شاد، از نالههای صبحگاهی، ما در این بیابان سکنی گزیدهایم.
از دانه ناگشته چه امید توان داشت؟افسوس بود حاصل تخمی که نکشتیم
هوش مصنوعی: از دانهای که هنوز جوانه نزده، چه انتظاری میتوان داشت؟ افسوس که حاصل بذرهایی که نکاشتیم، از دست رفته است.
نقصان نکند هیچ کس از جود و سخاوتدر خوشه رسیدیم گر از دانه گذشتیم
هوش مصنوعی: هیچکس از بخشندگی و سخاوت کم نمیشود، اگرچه ما از دانهها عبور کردهایم و به خوشهها رسیدهایم.
از بوته به سیم و زر خالص نرسد نقصبا ما چه کند دوزخ اگر پاک سرشتیم
هوش مصنوعی: اگر خود را به خوبی پرورش داده باشیم، هیچگونه نقصی نمیتواند به ما آسیب بزند و حتی عذاب هم نمیتواند ما را تحت تاثیر قرار دهد.
هر چند ز بی بال و پری خانه نشینیمچون آهوی وحشت زده در دامن دشتیم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ما بدون بال و پر و در گوشهای نشستهایم، مانند آهویی ترسیده در دشت به نظر میرسیم.
در مشق جنون گرچه سر آمد همه عمرسطری که توان داد به دستی ننوشتیم
هوش مصنوعی: در جریان دیوانگی، هرچند که تمام عمرمان گذشت، اما نتوانستیم جملهای را که ارزش نوشتن داشت بنویسیم.
این آن غزل سعدی شیراز که فرمودخرما نتوان خورد ازین خار که کشتیم
هوش مصنوعی: نمیتوان از خاری که خود پرورش دادهای، میوه شیرین خرما برداشت کرد.