غزل شمارهٔ ۶۱۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درد و رنج معصومان و مظلومان اشاره میکند و از ظلم ظالمین میگوید. او بیان میکند که چطور معصومان از ظلم غافلند و هیچ کافری نمیتواند نصیحتهای حق را بشنود. شاعر به عواقب گناهان اشاره میکند و اینکه در قیامت، معصومان ممکن است با خجالت روبرو شوند. همچنین به زیبایی و صفای عشق اشاره میکند و به وضعیت محرومان و دوری از محبوب واقعی میپردازد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که باید در فرصتی، از حال محرومان یاد کنیم.
ز چشم ظالم او چون نیندیشند معصومان؟که دارد غمزه ای گیرنده تر از خون مظلومان
هوش مصنوعی: چگونه معصومان میتوانند از چشم ظالم او غافل باشند؟ زیرا او نگاهی دارد که تأثیرش از خون مظلومان بیشتر است.
نیفتد هیچ کافر بر زبان ناصحان یارب!مرا کردند عاقل رفته رفته این نفس شومان
هوش مصنوعی: پروردگارا، اگر کسی کافر باشد، به زبان نصیحتکنندگان نیفتد! مرا به تدریج به انسانی عاقل تبدیل کردند، اما این نفس شوم، همچنان در درونم وجود دارد.
اگر در دامن محشر گنه این آبرو داردبسا خجلت که خواهد شد گریبانگیر معصومان
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت کسی بخواهد آبروی خود را حفظ کند، باید بداند که خجالت و رسوایی فراوانی ممکن است دامنگیر معصومین شود.
صفا می بارد از آب گهر آیینه دولتمهل آید برون از پرده آب چشم مظلومان
هوش مصنوعی: خوشی و آرامش از زیبایی و روشنی که در آب و جواهر وجود دارد سرازیر میشود. البته دولت و fortuna به آرامی و تدریجی در حال نمایان شدن است، مانند اشکهایی که از چشمان مظلومان بیرون میآید.
به شکر این که محروم از وصال او نه ای صائببگو در وقت فرصت شمه ای از حال محرومان
هوش مصنوعی: به خاطر این که از دیدار او محروم نیستی، صائب، در زمانی مناسب داستانی از حال کسانی که از این خوشبختی بیبهرهاند، بگو.