غزل شمارهٔ ۶۳۶۹
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از دوستان و نیکان خود میخواهد که به او آسیب نزنند و دست از اعمالی که ممکن است او را آزار دهد بردارند. او بر این نکته تأکید میکند که آسیب زدن به کسانی که در راه او افتادهاند، کار درستی نیست و نسبت به کسانی که او را در درد و رنج میبینند، باید رحم و محبت نمایش دهند. همچنین او از ناراحت کردن دلهای داغدار و ایجاد درد و رنج برای دیگران پرهیز میکند و تأکید میکند که محبت و رحمتی که او به آن نیاز دارد، باید درک شود. شاعر در پایان به خطراتی که میتواند با نادیده گرفتن احساسات دیگران به وجود آید، اشاره کرده و از دیگران میخواهد که به هشدارهای او توجه کنند.
خاکم به چشم در نگه واپسین مزنزنهار بر چراغ سحر آستین مزن
هوش مصنوعی: خاک به چشمانم نزن و آخرین نگاه را بر من مکن. خواهش میکنم به چراغ سحر دست نزن و آن را خاموش نکن.
افتاده را دوباره فکندن کمال نیستآن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن
هوش مصنوعی: فردی که در زندگی یا در مسیر خود شکست خورده و به زمین افتاده است، نباید دوباره به آن وضع دچار شود. کسی که به خاطر عشق یا محبتش به تو زمین خورد، نباید با بیتوجهی او را رها کنی و بر او پا بگذاری.
کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرمآتش به جانم از سخن آتشین مزن
هوش مصنوعی: برای سوزاندن من، یک نگاه پرحرارت کافی است؛ از سخنان آتشین خود، مرا بیشتر نسوزانید.
بگذار چشم فتنه خوابیده را به خوابناخن به داغ سینه اندوهگین مزن
هوش مصنوعی: نگذار بینای فریبندهای که در خواب است، با ناخن به قلب دلتنگیات آسیب بزند.
انصاف نیست آیه رحمت شود عذابچینی که حق زلف بود بر جبین مزن
هوش مصنوعی: این درست نیست که محبت و رحمت به عذاب تبدیل شود. از طرفی، کملطفی نکن و به زیباییهای واقعی بیاعتنایی نکن.
چون شیشه توتیا شود از سنگ فارغ استبر سنگ خاره شیشه ما بیش ازین مزن
هوش مصنوعی: وقتی که شیشه به حالت شکستگی و ضعفی میرسد، دیگر از سنگ خبری نیست. پس لطفاً بیش از این به شیشه ما آسیب نزنید.
خواهی که گیرد از تو سپهر برین حسابزنهار ناشمرده قدم بر زمین مزن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که آسمان به تو توجه کند و حساب ویژهای از تو داشته باشد، مراقب باش که بیاحتیاطی نکن و هرگز قدمی بدون فکر و سنجش بر زمین نگذاری.
صائب به گوشه دل خود تا توان خزیدزنهار حلقه بر در خُلدِ برین مزن
هوش مصنوعی: در خلوت دل خود پناه ببر و به هیچ عنوان دروازه بهشت را نزن.