غزل شمارهٔ ۶۳۹۳
هوش مصنوعی: شعر درباره دلتنگی و جدایی است. شاعر از رفتن دلدار میگوید و اینکه چگونه دلش را با خود برده است. او بیان میکند که غم و اندوه او به خاطر جدایی بیشتر شده و به یاد روزهای خوشی میافتد که در کنار دلدارش بوده است. حالا دیگر هیچ چیز نمیتواند جای او را پر کند و زندگیاش خالی و تیره شده است. شاعر از درد جدایی و اشکهای تلخی میگوید که فقط یادآور غمهایش هستند. در نهایت، او به یاد گذشته و زیباییهای آن اشاره میکند و حسرت میخورد که چگونه زندگیاش به این حال و روز افتاده است.
دلدار رفت و برد دل خاکسار منیکبار شد ز دست کند و شکار من
هوش مصنوعی: دلبر رفت و دل جوانم را با خود برد، به یکباره از دست من خارج شد و به دام عشق افتادم.
رفتی و رفت با تو دل بی قرار منیکبار شد تهی ز دو گوهر کنار من
هوش مصنوعی: تو رفتی و دل restless من که همیشه نگران بود، یک بار به خاطر رفتنت از دو نگین که در کنارم بود، خالی شد.
می بود سهل کار دل غم کشیده امبودی به جای خویش اگر غمگسار من
هوش مصنوعی: اگر کسی باشد که دلنوازی کند و غمهای من را تسکین دهد، کار برای من آسان میشود و میتوانستم آرامش بیشتری داشته باشم.
واحسرتا که چون گل رعنا به باد رفتدر یک نفس خزان من و نوبهار من
هوش مصنوعی: متاسفانه، مانند گلی زیبا که به یکباره توسط باد از بین رفت، در یک لحظه بهار زندگی و شادی من نیز به پایان رسید.
از نیم جان من به چه تقصیر دست داشت؟شوخی که برد صبر و شکیب و قرار من
هوش مصنوعی: از من که نیمهجان هستم، چه گناهی برمیآید؟ در حالی که شوخی به لبهایش، صبر و آرامش مرا بر هم زد.
باری مرا به داغ جدایی چو سوختیغافل مشو ز حال دل داغدار من
هوش مصنوعی: به هر حال، وقتی که به خاطر جدایی، دلم آتش میگیرد، فراموش نکن که حال من چقدر غمانگیز و داغدار است.
صبری که بود پشت امیدم ازو به کوهدر روزگار هجر نیامد به کار من
هوش مصنوعی: صبری که امیدوار بودم مرا کمک کند، در روزهای دوری و جدایی هیچ کمکی به من نکرد و مثل کوه محکم و استوار نبود.
باغ و بهار من ز جهان دامن تو بوددیگر به دامن که نشیند غبار من؟
هوش مصنوعی: باغ و بهار من از دامن تو نشأت میگرفت. حالا که دامن تو دیگر نیست، غبار من بر کدام دامن خواهد نشیند؟
آیا بود به گریه شادی بدل شوداین گریه های تلخ شب انتظار من؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که این اشکهای تلخ من در شب انتظار به شادی تبدیل شود؟
صائب ترانه ای که بشوید ز دل غبارامروز نیست جز سخن آبدار من
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری جز کلام شیرین و دلنشین من وجود ندارد که دلها را از غبار روزگار پاک کند و روح را تازه سازد.