غزل شمارهٔ ۶۴۶۸
هوش مصنوعی: شعر بهار آفرینش و زیباییهای آن را توصیف میکند. شاعر به چهره خندان بهار و نور عید اشاره میکند که گرچه برخی ممکن است به خاطر قربانیها حیران باشند، اما زیباییها و جذابیتهای بهار به قدری زیاد است که همه را مجذوب میکند. او همچنین به جایگاه ویژهی خوبان به خاطر شوکت و زیبایی اشاره میکند و از یوسف مصری یاد میکند که به خاطر زیباییاش چشم جهانیان را روشن کرده است.
در ادامه، شاعر از قدرت و گیرایی مژگان و احساسات عاشقانه سخن میگوید و به ستایش مقام والای کسانی که در برابر زیباییها سر تسلیم فرود میآورند، میپردازد. او میگوید که هر کس در برابر عشق و زیبایی واقعی سر فرود آورد، میتواند از نعمات و احسانات آن بهرهمند شود. در نهایت، شاعر به عظمت و جاودانی عشق و زیبایی ذکر شده در این شعر اشاره کرده و میگوید که حتی اگر قلمی نتواند وصف این زیبایی را به درستی بیان کند، وجود این زیبایی همچنان زنده و پایدار خواهد بود.
ای بهار آفرینش خط چون ریحان توصبح عید نیک بختان چهره خندان تو
هوش مصنوعی: ای بهار آفرینش، خط خوش تو مانند ریحان است و چهره خندان تو در صبح عید خوشبختی شگفتانگیز است.
گرچه دارد عید از قربانیان حیران بسیمی شود چون دیده قربانیان حیران تو
هوش مصنوعی: هرچند در روز عید قربانیان زیادی وجود دارد، اما وقتی به قربانیان حیران تو نگاه میکنیم، همه چیز دگرگون میشود و حیرتآور میگردد.
جای بر خوبان شده است از شوکت حسن تو تنگگل یکی از غنچه خسبان است در بستان تو
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شکوهمندی تو، جا برای خوبان تنگ شده است و در باغ تو، یکی از غنچههای خوابیده است.
یوسف مصری کز او چشم جهانی روشن استاز فراموشان بود در گوشه زندان تو
هوش مصنوعی: یوسف مصری، که به خاطر او چشمان جهان روشن شده است، در گوشهای از زندان فراموش شده است.
پای خواب آلوده دامان صحرا می کندآهوی رم کرده را گیرایی مژگان تو
هوش مصنوعی: آهوی وحشی که خسته و خوابآلود در دامن صحرا است، تحت تأثیر زیبایی و جذابیت چشمان تو قرار میگیرد.
تا قیامت پایش از شادی نیاید بر زمینهر که سر را گوی سازد در خم چوگان تو
هوش مصنوعی: هر کسی که سرش را به توپ و در بازی تو بگذارد، تا قیامت هیچ گاه پایش از شادی بر زمین نخواهد آمد.
می دهندش روشنان آسمان در دیده جااز زمین گردی که برمی خیزد از جولان تو
هوش مصنوعی: آسمانیان به او نگاهی میکنند و نور خود را به او میبخشند، در حالی که گرد و غباری که از حرکت تو برمیخیزد، از زمین جداست.
زان بود پر گل گلستانت، که از حیرت شوددست گلچین پای خواب آلود در بستان تو
هوش مصنوعی: به خاطر وجود گلهای فراوان در باغت، دست گلچین که در خواب و حیرت است، نمیتواند به درستی گلها را بچیند.
از خریداران به سیم قلب یوسف قانع استهر کجا دکان گشاید حسن با سامان تو
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال عشق و زیبایی واقعی باشد، به دل یوسف قانع است و این نشان میدهد که حسن هر جا که باشد، محبوبیت و جذابیت او همیشه در بازار دلها میدرخشد.
از رگ گردن سر خود زود بیند برسنانهر سبک مغزی که گردن پیچد از فرمان تو
هوش مصنوعی: کسی که از فرمان تو سرپیچی کند، بهزودی نتیجهی اعمالش را میبیند و به وضوح متوجه میشود که اشتباه کرده است. این افراد در برابر ارادهی تو مانند افرادی هستند که نمیتوانند از دستورات تو فرار کنند.
از اطاعت بندگان را بنده پرور می کنیمی شود فرمانروا هر کس برد فرمان تو
هوش مصنوعی: با اطاعت از بندگان، تو آنها را تربیت میکنی و هر کسی که از تو پیروی کند، به مقام فرمانروایی میرسد.
در سر کوی تو دایم فصل گلریزان بودبس که می ریزد دل عشاق از جولان تو
هوش مصنوعی: در مسیر تو همیشه بهار و شکوفایی وجود دارد، زیرا عاشقان به خاطر زیباییها و حرکات تو به شدت دلتنگ و نگران میشوند.
چشمه حیوان همین یک خضر را سیراب کردعالمی سرسبز شد از چشمه حیوان تو
هوش مصنوعی: این چشمهی زندگی، تنها خضر را سیراب کرد و به واسطهی آن، جهانی پر از سبزی و حیات به وجود آمد.
بس که دامان تو رنگین شد ز خون عاشقانخار را سرپنجه مرجان کند دامان تو
هوش مصنوعی: به خاطر خون دل عاشقانی که برای تو ریخته شده، دامن تو به قدری زیبا و رنگین شده که حتی خارها هم به لطف آن مانند انگشتر مرجانی به نظر میآیند.
می کند چون غنچه تنگی پوست بر اندام اوهر که زانو ته کند بر سفره احسان تو
هوش مصنوعی: هر کس که در برابر شما خضوع و فروتنی کند، مانند غنچهای است که درون پوست خود را محکم نگهداشته، نشانگر ارزش و زیبایی نهفته در وجود اوست.
خاک از دست گهربار تو دریا گشته استخوشه گوهر به دامن می کند دهقان تو
هوش مصنوعی: خاک به دلیل وجود ستارههای با ارزش تو به دریا تبدیل شده است؛ کشاورز تو در دامن خود خوشههای گوهر را فراهم میآورد.
تیغ جان بخش تو سرو جویبار زندگی استزنده جاوید گردد هر که شد قربان تو
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و شفاف تو مانند جویباری است که جان را زنده میکند، و هر کسی که جان خود را فدای تو کند، به زندگی ابدی دست خواهد یافت.
گر شد از وصف تو عاجز کلک صائب دور نیستموج را سوزد نفس در بحر بی پایان تو
هوش مصنوعی: اگر قلم صائب از توصیف تو ناتوان شده، دور نیست که نفس موج در دریا بی پایان تو بسوزد.