غزل شمارهٔ ۶۷۱۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر آرزو میکند که کاش از همان ابتدا عاشق میشد و میتوانست به طور بیپروا از زیباییهای معشوقش لذت ببرد. او تصویرهایی از عشق و دلدادگی را بیان میکند؛ اینکه چگونه در پای معشوق به خاک میافتاد و یا در اطراف او مثل آسمان میچرخید. شاعر حسرت میخورد که چرا نتوانسته صمیمانه و بیپرده عشقش را با معشوق تقسیم کند و اگر شرم را کنار میگذاشت، به راحتی به او نزدیک میشد. او به خود میگوید که اگر میدانست عشق چیست، از ابتدا به گونهای دیگر تمرین عشق را انجام میداد و حتی ارتباطش با خدا را تحت تاثیر این عشق قرار میداد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که ای کاش فرصت بیشتری برای لذت بردن از این عشق داشت.
کاش من از روز اول بوالهوس گردیدمیتا ز گلزار تو گستاخانه گلها چیدمی
هوش مصنوعی: ای کاش از همان آغاز، عاشق و بیپروا میشدم تا بتوانم از گلزار تو با جسارت گلها را بچینم.
گاه در پای تو بیخود چون زمین افتادمیگاه بر گرد سرت چون آسمان گردیدمی
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر تو به قدری بیخود میشدم که مثل زمین در زیر پاهایت میافتادم و گاهی به دور سرت میچرخیدم و مانند آسمان میشدم.
این که می بوسم زمین از دور و حسرت می برمگاه دست و گاه پا و گاه لب بوسیدمی
هوش مصنوعی: من از دور به زمین بوسه میزنم و حسرت میخورم. گاهی دستم را میسوم، گاهی پایم را و گاهی لبهایم را میبوسم.
پاکدامانی مرا در پرده دارد، ورنه منبا تو در خلوت سرای قرب می نوشیدمی
هوش مصنوعی: عفت و پاکدامنی من موجب شده که در حضور دیگران نگه داشته شوم و گرنه اگر در مکانی تنها بودیم، با تو از لذتهای نزدیک شدن به هم استفاده میکردم.
پاس ناموس محبت گر نمی شد خار راهبا تو چون گل در ته یک پیرهن خوابیدمی
هوش مصنوعی: اگر به عشق و محبت وفادار بودی، حتی خاری که در مسیرمان وجود دارد، مانع نمیشد و من همچون گلی در انتهای یک پیراهن آرام میگرفتم.
گر عنان شرم را چون زلف از کف دادمیرشته جان را بر آن موی کمر پیچیدمی
هوش مصنوعی: اگر کنترل شرم را مانند موهای زلف از دست میدادم، جانم را به دور آن کمر میپیچیدم.
گر دهن می داشتم چون طوطیان در عاشقیزان لب شیرین سخن من هم شکر نوشیدمی
هوش مصنوعی: اگر مانند طوطیها زبان داشتم و در عشق میتوانستم سخن بگویم، از آن لبهای شیرین هم مانند شکر لذت میبردم.
بند ننهادی اگر بر دست و پایم شرم عشقبی حجاب از نخل او من هم ثمر برچیدمی
هوش مصنوعی: اگر بر دست و پایم بندی نزنیده باشی، من شرم عشق بدون حجاب را از او، مانند میوهای که از درخت میچینم، تجربه میکردم.
زخم دندان ندامت خون من کی ریختی؟آخر این کار را گر روز اول دیدمی
هوش مصنوعی: زخم دندان ندامت، نماد گناه و پشیمانی است که بر دل شخص نشسته و او را به درد میآورد. در این جمله، گوینده از کسی میپرسد که چرا این کار را انجام داده و حالا او باید عواقب و زخمهای آن کار را تحمل کند. او همچنین میگوید اگر از آغاز، این رفتار و نتایجش را میدید، شاید هرگز چنین چیزی را انجام نمیداد. به نوعی، این جمله به احساس پشیمانی و اثرات آن پرداخته و نشان میدهد که کارهای ما میتواند عواقب ناگواری داشته باشد.
کافرم گر با تو می کردم به یک مسجد نمازآنچه امروز از تو فهمیدم اگر فهمیدمی
هوش مصنوعی: اگر من کافر بودم و با تو در یک مسجد نماز میخواندم، آنچه را که امروز از تو آموختم، اگر آن زمان میدانستم، وضعیت دیگری داشت.
آن خدا ناترس را بر جان من کی می گماشت؟عشق بی زنهار، اگر من از خدا ترسیدمی
هوش مصنوعی: خداوند بیپروا و نترس را بر جان من چگونه مینمود؟ اگر من از خدا میترسیدم، عشق بیپروا نمیبود.
در محبت این که کوشیدم به جان عمر درازچند روزی کاش صائب در هوس کوشیدمی
هوش مصنوعی: در عشق و محبت، من تمام تلاشم را کردم و جانم را در این راه گذاشتم. ای کاش، صائب، میتوانستم چند روزی بیشتر از عمرم را در آرزوی عشق بگذرانم.