غزل شمارهٔ ۶۷۳۵
هوش مصنوعی: این شعر توصیههایی را به مخاطب ارائه میدهد که باید از برخی رفتارها و گفتارها پرهیز کند. شاعر میگوید که نباید بیمناسبت بخندیم و از راه شرم پا بیرون بگذاریم. همچنین تاکید دارد که عشق و زیبایی را نباید از هم جدا کنیم و گوشمان را از شنیدن سخنهای بیاساس پر کنیم. او به اهمیت درک عمیق و پرهیز از سطحینگری اشاره میکند و میگوید که باید از افراد مادیگرا و زاهدان که تنها از ظاهر دنیا مطلعاند دوری گزید. در انتها شاعر تاکید میکند که شهرت و اعتبار در دیار غریبی به دست نمیآید و بوی خوش را تنها در حضور شخصیتهای با استحقاق حس خواهیم کرد.
خندهی بیجا مزن تا طعن بیجا نشنویپا منه بیرون ز راه شرم تا پا نشنوی
هوش مصنوعی: خنده بیمورد نکن تا مورد سرزنش قرار نگیری. از راه نیکی خارج نشو تا ناپسندیده نشوی.
تا تو حسن و عشق را از یکدگر دانی جدابوی یوسف از گریبان زلیخا نشنوی
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق و زیبایی را از هم تفکیک نکنی، هرگز بویی از جذابیت و زیبایی واقعی نخواهی شنید.
کوه در ردّ صدا بیاختیار افتاده استبا گرانقدران مگو حرف سبک تا نشنوی
هوش مصنوعی: کوه به خاطر صدا به زمین افتاده و به جمع افراد با ارزش نزدیک نشو، چون ممکن است حرفهای بیارزشی بشنوی که برایت جالب نیست.
گوش خود را چون صدف سنگین کن از آب گهرتا ز ابر، آوازهی احسان دریا نشنوی
هوش مصنوعی: گوش خود را مانند صدف سنگین کن و از زیباییها و نیکیهای زندگی دور باش، تا صدای منفی و ناخوشایند را نشنوی.
گوش تن چون حلقه از بیرونِ در دارد خبرزینهار از تنپرستان قصهی ما نشنوی
هوش مصنوعی: گوش بدن مانند حلقهای است که از بیرون پیامهایی را دریافت میکند، اما مراقب باش که داستان ما را از افرادی که به تن و جسم خود اهمیت میدهند، نشنوی.
سطحیان چون کف ندارند از دل دریا خبرحرف عشق از زاهدان بادپیما نشنوی
هوش مصنوعی: افراد سطحی و بیعمق چون به عمق احساسات دست نمییابند، از حقیقت عشق و تجربههای عمیق خبری ندارند. این موضوع را نمیتوان از افرادی که تنها ظاهری از ایمان و زهد دارند، شنید.
کافران بت را به معبودی ستایش میکنندوصف دنیا زینهار از اهل دنیا نشنوی
هوش مصنوعی: کافران به پرستش بتها مشغولند و به دنیا دل بستهاند، اما از اهل دنیا و سخنانشان به دور باش.
طالع شهرت ندارد در وطن فکر غریببوی عنبر تا بُوَد صائب به دریا نشنوی
هوش مصنوعی: سرنوشت و شانس باعث نمیشود که انسان در وطن خود مشهور شود، زیرا برای آنکه کسی را بشناسند، باید عطر خوشی از او به مشام برسد. اگر دریا وجود نداشته باشد، نمیتوانی صدای موج را بشنوی.